روشنگری
يادبگير، ساده‌ترين چيزها را براي آنان كه بخواهند يادبگيرند هرگز دير نيست




تاریخ: شنبه 27 خرداد 1396برچسب:,
ارسال توسط امید

سدسازی به آمازون لطمات جبران‌ناپذیر می‌زند

حوزه رودخانه آمازون بزرگترین و پیچیده ترین شبکه رودخانه‌ای در جهان است
دانشمندان می‌گویند حوزه رودخانه آمازون در صورت اجرای برنامه سدسازی آسیبی جبران ناپذیر و جدی خواهد دید.
در حال حاضر ۱۴۰ سد هیدروالکتریک ساخته شده یا در حال ساخت در آمازون وجود دارد و برنامه احداث ۴۲۸ سد دیگر در جریان است.
محققان می‌گویند این سدها می‌توانند به پویایی شبکه رودخانه‌ای آمازون آسیب بزنند و حیات هزاران گونه منحصر به فرد را به خطر بیاندازند.
این تحقیق در مجله نیچر منتشر شده است.
پروفسور ادگارگو لاتروبس از دانشگاه تگزاس در آستین در صدر این گزارش نوشته است: جهان در آستانه از دست دادن پرتنوع ترین تالاب کره زمین است.
مشکلات متواتر
حوزه رودخانه آمازون مساحتی معادل شش و یک دهم میلیون کیلومتر مربع را اشغال کرده است و بزرگترین و پیچیده‌ترین شبکه رودخانه‌ای کره زمین محسوب می‌شود.
این منطقه به ناحیه‌ای کلیدی برای احداث سدهای هیدروالکتریک تبدیل شده است.
اما این تحقیق نشان می‌دهد که تلاش برای دستیابی به انرژی‌های تجدیدپذیر در حاشیه آبراه‌های آمازون می‌تواند به مشکلات متعددی منجر شود.
گروهی از محققان از کشورهای مختلف جهان که در تدوین این گزارش نقش داشته‌اند بیش از هرچیز نگران حرکت طبیعی رسوب در این آبراه‌ها هستند.
رسوبات منبع حیاتی مواد غذایی برای جانداران در تالاب آمازون است و در عین حال بر جریان و حرکت آب تاثیر می‌گذارد.
پروفسور لاتروبس نوشته است: رسوب یعنی یک رودخانه چطور کار می‌کند، چگونه حرکت می‌کند و از چه طریقی زمین‌های تازه و محیط زیست را احیا می‌کند.
به گفته این محقق بررسی‌های زیست محیطی فعلی برای هر سد جداگانه انجام شده است و به تحقیق در تاثیر آنها بر مناطق مجاور می‌پردازد. با این همه او تاکید کرده که به رویکردی گسترده‌تر در این تحقیق نیاز است.
آقای لاتروبس گفت: مشکل اینجاست که هیچ‌کس به دنبال بررسی مشکلات متواتری که احداث این سدها در کل مجموعه آمازون ایجاد می‌کند نیست.

محققان می‌گویند باید بررسی جامع‌تری در این زمینه انجام شود
محققان وضعیت رودهای مدریا، مارانون، و یوکایالی را که هر سه از انشعاب‌های آمازون هستند نگران کننده خوانده‌اند.
به گفته آنها این سه رودخانه مامن گونه‌های منحصربه‌فرد زیادی هستند و حتی اگر بخش کوچکی از برنامه احداث اجرا شود در خطر خواهند بود.
پروفسور لاتروبس گفته است هزاران گونه تحت تاثیر قرار می‌گیرند و در خطر انقراض هستند.
به گفته او به دلیل غیرقابل بازگشت بودن تاثیر سد سازی در این منطقه، باید مخاطرات این احداث پیش از اجرا بررسی شود.




تاریخ: شنبه 27 خرداد 1396برچسب:,
ارسال توسط امید

کودکان دانش آموز چینی در حال یادگیری کشاورزی در تعطیلات تابستانی

 

 




تاریخ: شنبه 27 خرداد 1396برچسب:,
ارسال توسط امید

يگيري علت انفجار معدن یورت

 
در آستانه چهلمین روز درگذشت معدنچیان زمستان یورت کمیسیون صنایع و معادن که تیم‌ ویژه‌ای را برای بررسی علت حادثه تشکیل داده ‌بود، گزارش خود را ارائه داد و نبود تهویه مناسب در معدن و جرقه باتری را که به لوکوموتیو متصل بوده و وجود آن در معدن ممنوع بوده ‌است، علت حادثه معدن و کشته‌شدن معدنچیان عنوان کرد. این در حالی است که سرپرست ایمنی شرکت سامان سوادکوه که در محل حادثه بوده و امدادگری می‌کرده، می‌گوید در همان روزهای اول مطمئن شدند کسی در معدن زنده نیست و همه مرده‌اند.
 
 
به گزارش شرق، در گزارش کمیسیون صنایع و معادن که سه روز پیش منتشر شد، آمده ‌است:
 
معدن زمستان یورت متشکل از سه تونل T١، T٢ و T٣ است که محل وقوع حادثه، تونل شماره T١ معدن است. تونل شماره T١ معدن از نظر فنی، تونلی افقی با طراحی پیشرو بوده (در بیشتر معادن زغال ابتدا تونل را تا انتها تجهیز کرده و سپس استخراج از معدن را شروع می‌کنند؛ ولی در برخی از معادن با توجه به توپوگرافی محل، می‌توان معدن را به شکل پیشرو کار کرد) و تا روز حادثه تا عمق هزارو ١٧٠ متر پیشروی داشته و سه کارگاه استخراج در تونل تجهیز شده بود. نخستین کارگاه در عمق ۳۰۰ تا ۴۰۰‌متری دهانه تونل واقع شده که نخستین لایه‌های زغال نیز در همین عمق استخراج شده است. کارگاه دوم در عمق حدود ۸۰۰ تا ۹۰۰‌متری و کارگاه سوم در عمق حدودی هزارو صد‌متری و با فاصله حدود ۸۰ تا صد‌متری سینه کار اصلی قرار داشته است. حادثه در نزدیک کارگاه سوم و با فاصله حدود ۹۰‌متری سینه‌کار اصلی، قبل از ساعت ۱۲ ظهر روز چهارشنبه مورخ ١٣ /۲/ ١٣٩٦ در عمق هزارو ٨٠‌متری تونل اتفاق افتاده است. به عللی که تاکنون به صورت دقیق مشخص نشده است، در محل سینه‌کار، لوکوموتیو حامل زغال‌سنگ خاموش می‌شود که این موضوع بنا بر اظهارات، به مسئول فنی معدن اطلاع داده می‌شود. در این زمان تعمیرکار یا مسئول ایمنی معدن برای راه‌اندازی مجدد احتمالا دو باتری کمکی را به وسیله یک لوکوموتیو دیگر به منظور راه‌اندازی مجدد بدون اجازه مسئول فنی به داخل تونل می‌برد که پس از این امر صدای انفجاری در معدن به گوش می‌رسد. انفجار شدید موجب ریزش در سه نقطه معدن می‌شود.
 
 
براساس داده‌ها و یافته‌های موجود، طول تونل محل حادثه هزارو ١٧٠ متر است و جریان تهویه طبیعی از طریق دو دویل (حفاری شیب‌دار به سمت بالا در درون معدن به منظور ایجاد جریان هوا و دیگر کاربردها) بوده است. دویل‌ها شامل دویل یک در فاصله ۴۰۰‌متری که به تونل بالایی (T١A) و از تونل بالایی به سطح زمین متصل است و دویل دو که در فاصله هزار‌متری و به تونل پایینی (T١) متصل است. جریان اصلی هوا در بیشتر مواقع از تونل پایین (T٢) شروع شده و از تونل (T١) خارج می‌شود؛ ولی در فصول مختلف سال این جریان می‌تواند مختل یا عوض شود. ریزش در فاصله ۲۰‌متری دویل دو (K٣) و به فاصله ۹۰‌متری سینه‌کار اصلی و در سه نقطه در مجموع به طول ۳۵ تا ۴۰ متر بود. در هنگام وقوع حادثه، دو دستگاه لوکوموتیو به همراه واگن داخل تونل بوده که لوکوموتیو (۱) انتهای تونل خراب می‌شود و باتری از بیرون (احتمالا به‌ وسیله لوکوموتیو (۲) برای استارت مجدد آن به داخل تونل حمل می‌شود. انفجار و ریزش در محل لوکوموتیو دوم است که در نتیجه آن زیر آوار مدفون می‌شود.
 
 
بررسی‌های اولیه نشان می‌دهد به محض انفجار، دیگر کارگران برای کمک به سمت محل ریزش حرکت می‌کنند که به دلیل بالا‌بودن غلظت گاز منوکسیدکربن و متان (حدود دو ساعت پس از وقوع حادثه میزان گاز منوکسیدکربن ppm ۷۵۰ و میزان گاز متان چهار درصد گزارش شده است) تعدادی از کارگران جان خود را از دست می‌دهند؛ سپس اکیپی متشکل از ۶۸ نفر به سمت حادثه حرکت می‌کنند که همگی دچار مسمومیت شده و ۶۸ نفر از عزیزان به دلیل نداشتن تجهیزات ایمنی (حتی اولیه) دچار مسمومیت می‌شوند که براساس اطلاعات دریافتی به جز سه نفر از افراد مسموم همگی ترخیص می‌شوند. پس از این مرحله گروه‌های نجات و بازنشستگان مجرب در حوزه معادن زغال به معدن اعزام می‌شوند که بعد از تحویل‌گرفتن مدیریت حادثه، هیچ مورد گازگرفتگی برای هیچ‌کس به‌ وجود نیامده است.
 
 
در ادامه این گزارش آمده ‌است، با توجه به اینکه تا زمان بازگشایی تونل و تعریض دویل K٣ (که در آینده نزدیک انجام خواهد شد) امکان اظهارنظر قطعی میسور نیست؛ ولی علل حادثه براساس گزارش اولیه کمیته حقیقت‌یاب و بررسی‌های هیئت اعزامی، به شرح ذیل است: کافی‌نبودن تهویه طبیعی موجود، با توجه به تغییر فصل یا ریزش احتمالی در دویل انتهایی رابط تونل دو به یک، تجمع احتمالی گاز در منطقه انفجار به دلیل کافی‌نبودن تهویه، حبس گاز در فضای تخریبی به‌جامانده ناشی از استخراج در محل انفجار و همچنین وجود گرد زغال است که در محیط عمده معادن زغال وجود دارد.
 
 
منبع جرقه احتمالا باتری حمل‌شده به داخل تونل است که برخلاف مقررات برای روشن‌کردن لوکوموتیو از‌کار‌افتاده در نزدیک انتهای تونل استفاده شده است؛ درعین‌حال دیگر منابع تولید جرقه به‌ویژه لوکوموتیو مدفون زیر آوار قابل بررسی است. لازم است به مجرد اتمام آواربرداری و بازشدن تونل اصلی و عریض‌کردن مقطع دویل، گروه کارشناسی ضمن بازدید مجدد میدانی از معدن، نظریه نهایی برای اقدامات بعدی را اعلام کند. با توجه به مجموع بررسی‌ها، عامل اصلی حادثه انفجار ناشی از گاز جمع‌شده در مقطعی از تونل بوده است. شایان ذکر است تا زمان تهیه گزارش منشأ قطعی ایجاد جرقه شناسایی نشده است.
 
 
این گزارش درباره نحوه جان‌باختن کارگران گفته ‌است: از افراد فوت‌شده داخل تونل، ۶ نفر در فاصله ۷۰۰‌متری دهانه تونل، پنج نفر کمی جلوتر (که بر اثر گازگرفتگی فوت شده‌اند)، ۱۰ نفر در جلو ریزش (بر اثر موج انفجار)، دو نفر در زیر آوار ریزش، یک نفر در پشت آوار به سمت دویل، ۱۲ نفر بین دویل هوا و سینه کار و هفت نفر در داخل کارگاه استخراج (بر اثر گاز Co) جان خود را از دست داده‌اند. با عنایت به گزارش سال ۱۳۹۳ «برنامه بازرسی فعالیت‌های معدنی کشور» در مورخ ٣٠/۶/١٣٩٣ مبنی بر نبود طرح تهویه و شبکه تهویه اصلی و احتمال تجمع گاز در افق ۴۳۲+ و رفع‌نشدن عیب از سوی کارفرما و گزارش سال ۱۳۹۴ شرکت مهندسی مشاور کاوشگران (موضوع قرارداد بازرسی از معادن استان گلستان) مبنی بر وجود مشکل تهویه در معدن یک و سه، موضوع مشکلات در نامه شماره ۶۸۱۶ مورخ ٢٠/۰۲/١٣٩٥ از طرف سازمان صنعت، معدن و تجارت استان گلستان به شرکت صنعتی و معدنی شمال‌شرق شاهرود ابلاغ می‌شود که سامانه تهویه تونل شماره سه مناسب نبوده و مواردی از نامطلوب‌بودن هوای معدن در این تونل در دفاتر مربوط ثبت شده است. متعاقب رفع‌نشدن مشکلات تهویه، سازمان صنعت، معدن و تجارت استان گلستان در نامه شماره ۲۴۱۲ مورخ ٢٨/١/١٣٩٦، گزارش شرکت مهندسین مشاور کان ایران در سال ۱۳۹۵ مبنی بر وجود مشکل در تهویه تونل شماره ۱ و ۳ را به شرکت صنعتی و معدنی شمال شرق دوباره ابلاغ می‌کند و پیشنهاد تهیه نقشه تهویه مناسب و اجرای آن در مجموعه تونل‌های زمستان یورت غربی را ارائه می‌کند که تاکنون اقدامی در این‌باره نشده است. نکته عجیب و قابل‌تأمل این است که در گزارش بازدید نظارتی مورخ ١٧/۳/٩٥ سازمان صنعت، معدن و تجارت از این معدن، سرعت هوا و میزان گازهای خطرناک در تونل‌ها مناسب گزارش شده است. همچنین در گزارش ارزیابی ایمنی معادن مورخ ٣٠/۹/٩٥ شرکت مهندسی و مشاوره‌ای پارس اولنگ نیز، به این معدن در بخش استانداردهای تهویه نمره ١٧,٥ از ۳۰ داده است که با توجه به بالاتربودن از عدد میانگین، معدن تعطیل نشده است. این گزارش‌ها در تناقض با گزارش‌های ارائه شده است. بررسی تجهیزات فنی معدن: با توجه به اینکه براساس استانداردهای روز دنیا در معادن زغال‌سنگ باید مجهز به سامانه مانیتورینگ، سامانه تهویه، سامانه‌های خودنجات و سامانه‌های گازسنج و دیگر لوازم ایمنی باشند، بررسی معدن یورت از این نظر باید مورد توجه جدی قرار گیرد. سیستم تهویه: براساس مشاهدات میدانی، معدن سامانه تهویه مکانیزه نداشته و تهویه معدن به صورت طبیعی بوده است. دستگاه خودنجات: براساس مشاهدات میدانی، تعداد دستگاه خودنجات‌های موجود در معدن نامعلوم است. گازسنج: گازسنج‌های موجود در معدن به دو نوع گازسنج قدیمی روسی و گازسنج‌ جدید (که به تازگی از سوی وزارت صنعت، معدن و تجارت خریداری شده و به معادن تحویل داده شده است) تقسیم‌بندی می‌شدند که گازسنج‌های قدیمی در معدن وجود داشته (ولی اطلاعات دقیقی از تعداد و استاندارد بودن آنها به‌دست نیامد) و دو عدد گازسنج‌های جدید که توانایی سنجش چهار نوع گاز به طور همزمان را دارند، در معدن موجود و در تاریخ ١٢/۱۱/٩٥ کالیبره شده و سالم بوده‌اند. سامانه امداد و نجات: با توجه به مشاهدات میدانی، هواساز موجود در معدن که در دهانه تونل نصب شده بود، همچنین bobcat (لودر ویژه تونل)، در معدن موجود نبوده و پس از حادثه به محل آورده شده است. مشکلات کارگران معدن: بنا به اظهارات کارگران معدن حاضر در صحنه، مهم‌ترین مشکلات کارگران شاغل در معدن، حقوق معوق برخی از کارگران (حداکثر سه ماه معوق)، میزان و نوع بیمه تأمین اجتماعی کارگران و درنظرنگرفتن مشاغل سخت و زیان‌آور برای تمامی کارگران معدن بوده است. با توجه به اسناد دریافتی از شرکت، موردی در ارتباط با سنخیت‌نداشتن نوع بیمه و نوع کار (حداقل از سال ۱۳۹۴) مشاهده نشد. اگرچه در ارتباط با سال‌های گذشته، باید با ارائه مستندات از طرف کارفرما و وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی بررسی و گزارش مجزا تهیه شود که متأسفانه با وجود مکاتبه با وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی اطلاعات لازم تا زمان جمع‌بندی گزارش به این کمیسیون ارسال نشده است. در ارتباط با در نظر نگرفتن بیمه مشاغل سخت و زیان‌آور با توجه به اظهارات و آیین‌نامه‌های سازمان تأمین اجتماعی به نظر می‌رسد فقط برای تعدادی از کارگران مشغول در معدن که در سینه کار باشند، بیمه مشاغل سخت و زیان‌آور در نظر گرفته شده و بقیه افراد بیمه عادی دارند.
کمیل ترقی مسئول ایمنی معادن کارمزد و سرپرست ایمنی شرکت سامان سوادکوه، درباره این گزارش به خبرنگار ما گفت: حادثه حدود ظهر چهارشنبه اتفاق افتاد وقتی خبر انفجار رسید ما به آنجا رفتيم و از غروب روز حادثه در محل حاضر بوديم و سه روز هم در آنجا کمک کردیم اما در پایان روز سوم وقتی مطمئن شدیم کسی در معدن زنده نیست واحد ما به درخواست من ترخیص شد و عصر شنبه به محل کار خود بازگشتیم. پس از ترخیص و رفتن ما آمار و اخبار ضدونقیضی شنیدم که به فاصله ٢٤ ساعت بعد از ما تیم‌های امداد و نجات دیگر را هم ترخیص کردند این مسئله کمی شک‌برانگیز بود سابقه نداشت تا قبل از پایان عملیات همه واحد‌های ایمنی ترخیص شوند.
 
 
اصل ماجرا را نمی‌دانم و بخشی از دانسته‌ها هم در حد شنیده‌ها و شایعات است که صحت و سقم آن قابل تأیید نیست. اما چیزی که می‌دانم این است که نباید همه واحد‌ها را ترخیص می‌کردند و باید تعدادی از آنها را نگه می‌داشتند البته درباره دلایل و چرایی آن هم چیزی نمی‌دانم واحد ما به درخواست من ترخیص شد؛ چون من تجهیزات و نیرو‌ها را برای عملیات امداد به معدن زمستان یورت برده بودم، در معدن یورت ٤٠ نفر مشغول کار بودند، ولی در معدن ما هزارو ٤٠٠ نفر مشغول بودند و اگر اتفاقی می‌افتاد فاجعه بزرگ‌تری رخ می‌داد. ما به درخواست خودمان آمدیم و به درخواست خودمان هم رفتیم. ما با هدف کمک و زنده بیرون آوردن افراد آمدیم؛ اما وقتی احتمال اینکه کسی زنده بیرون بیاید به صفر رسید و کار را به مرحله‌ای رساندیم که ادامه آن کار یدی و آوار‌برداری بود که کارگران ساده هم می‌توانستند آن را پیش ببرند آنجا را ترک کردیم، البته در ساعات اولیه حضور ما ٢١ نفر اولیه بیرون آمدند. در ادامه کار حضور همه تیم‌های امداد و نجات ضرورت نداشت، اما اینکه همه تیم‌ها ترخیص شوند عجیب بود. او ادامه داد اصل ماجرا همانی بود که گفته می‌شود، به خاطر تجمع گاز معدن منفجر شد و ظاهرا مسئول ایمنی هم موضوع را تشخیص داده است و به لوکوموتیوران گفته است آن را به بیرون معدن منتقل کند، اما متأسفانه استادکارهای ما وقتی سابقه‌شان از یک مقدار بیشتر می‌شود کسی نمی‌تواند جلوی آنها را بگیرد و فکر می‌کنند کسی به اندازه آنها نمی‌فهمد. تجمع گاز متان و گاز منواکسیدکربن در معدن وجود داشته و بر اثر ترکیب آنها ماده قابل اشتعال بسیار قوی‌ای‌ حاصل می‌شود و با یک جرقه کوچک منفجر می‌شود و اکسیژن هم که در هوا وجود دارد و در واقع مثلث آتش فراهم است. ‌در آنجا گاز رقیقی وجود داشت که انفجار آن باعث موجی از تخریب شد.



تاریخ: شنبه 27 خرداد 1396برچسب:,
ارسال توسط امید

دیر زمانی است که می دانیم سیب زمینی سرخ کرده غذای خوبی برای سلامت ما محسوب نمی شود، اما اکنون مطالعه ای جدید مصرف حداقل دو بار در هفته سیب زمینی سرخ کرده را با خطر افزایش یافته مرگ پیوند داده است.

پیوند سیب زمینی سرخ کرده با افزایش خطر مرگ

به گزارش گروه سلامت عصر ایران به نقل از "تایم"، مطالعه ای که در نشریه American Journal of Clinical Nutrition منتشر شده است، مصرف سیب زمینی در میان  4,400 بزرگسال که در بازه سنی 45 تا 799 سال قرار داشتند را طی یک بازه زمانی هشت ساله مورد بررسی قرار داد. در پایان این مطالعه، 236 نفر از شرکت کنندگان فوت کرده بودند.

پس از تنظیم برای چندین عامل، مصرف کلی سیب زمینی (حتی مقدار زیاد از آن) افزایش خطر مرگ را نشان نداد. اما زمانی که پژوهشگران بررسی دقیق‌تری روی انواع سیب زمینی های مصرفی شرکت کنندگان داشتند، دریافتند که خوردن سیب زمینی سرخ کرده حداقل دو بار در هفته، خطر مرگ را بیش از دو برابر افزایش داده است. این در شرایطی بود که مصرف سیب زمینی سرخ نشده، مانند سیب زمینی پخته یا پوره سیب زمینی، هیچ پیوندی با خطر افزایش یافته مرگ را نشان نداد.

به گفته پژوهشگران، سیب زمینی های سفید سرخ نشده نسبتا غذای سالمی محسوب می شوند زیرا حاوی مقدار خوب از فیبر، ویتامین ها و ریزمغذی ها هستند، که می تواند آثار زیانبار شاخص قند خون بالای آنها را متعادل کند. با این وجود، سیب زمینی های سرخ کرده به طور معمول دارای چربی و نمک افزوده شده بالایی هستند.

به گفته پژوهشگران، پیش از اعلام این که مصرف بیش از اندازه سیب زمینی سرخ کرده موجب افزایش خطر مرگ می شود باید پژوهش های بیشتری در این زمینه صورت بگیرد.




تاریخ: شنبه 27 خرداد 1396برچسب:,
ارسال توسط امید

کارگران بخش ذغال سنگ در هندوستان




تاریخ: شنبه 27 خرداد 1396برچسب:,
ارسال توسط امید
به گزارش خبرگزاری شین‌هوا، تیمی از محققان از سراسر جهان موفق به شناسایی کامل‌ترین پرنده‌ گرفتار شده در یک کهربا شدند. این کشف می‌تواند از چگونگی زندگی پرندگان در نزدیک به 99 میلیون سال پیش پرده بردارد.

بر اساس اظهارات یکی از مقامات دانشگاه علوم زمین‌شناسی چین، این پرنده 9 سانتی‌متر طول دارد و بخش‌هایی از جمجمه، گردن، بخشی از بال، اندام عقبی و بافت نرم دم این جانور سالم باقی مانده است.
 
کشف یک پرنده ۹۹ میلیون ساله در دل کهربا
 
دانشمندان اعلام کردند این کهربا نشان می‌دهد این جانور بسیار جوان بوده و به پرندگان پیشرفته نزدیک بوده است. همچنین، جزئیات غیرمنتظره پرهای این جانور، نشان‌دهنده تنوع حیرت‌انگیز پرندگان ابتدایی است.
 
کشف یک پرنده ۹۹ میلیون ساله در دل کهربا  

صاحب این کهربا گفت: "در ابتدا، بسیاری تصور می‌کردند این یک مارمولک باشد. اما پوست و پرهای نخ‌مانند و پنجه‌های تیز این جانور نشان می‌داد که آن یک پرنده است."

کشف یک پرنده ۹۹ میلیون ساله در دل کهربا
 
این کهربا در میانمار کشف شده است و در موزه‌ای در استان یون‌نان چین نگهداری می‌شود.
 
کشف یک پرنده ۹۹ میلیون ساله در دل کهربا  

تصویر بازسازی شده از این پرنده



تاریخ: شنبه 27 خرداد 1396برچسب:,
ارسال توسط امید

گفتگو با خانم فریبا حاج دایی
23 خرداد 1396



به گزارش روزان، مصائب خانم نویسنده، میلاد واصلی داستان فارسی حال و روز خوبی ندارد. این را نه تنها من، که بسیاری دیگر هم بر همین عقیده هستند. حرف و حدیث هم تا بخواهی فراوان پشت سرش است و دلیل نیز بسیار دارد. از شرایط انتخاب کتاب و سلیقه و سیاست‌های ناشر گرفته تا فضای مطبوعات و نقد. در این میان شاید بد نباشد به امیر احمدی آریان و کتابش ( شعار نویسی بر دیوار کاغذی ) اشاره کرد. احمدی آریان در این کتاب یکی از دلایل ضعف داستان معاصر را ساده پنداشتن نوشتن و نویسند‌گی می‌داند. درست هم می‌گوید تا حدودی این را حداقل حجم انبوه و تولیدی کتاب و نویسنده‌ چاپ اولی و بازیگر و مجری نویسنده ثابت می‌کند؛ اَمری که به هر حال و با مرور زمان فراموش می‌شود و کارهای‌شان نیز یا در گوشه‌ انباری ناشر و یا در قفسه‌ کتاب‌ فروشی‌ها خاک می‌خورد و خواهد خورد و در نهایت هم خوراکی می‌شود برای خرید کیلویی و می‌رود پیش به‌سوی سرنوشتش همان خمیر شدن. البته به این سادگی هم نیست و تبعاتی نیز با خود دارد، زیرا در گذر زمان و به مرور خود موجب ایجاد یک نوع سلیقه‌ مبتذل و دَم دستی می‌شود. با این حال این همه‌ ماجرا نیست و هستند هنوز؛ حتی گیریم تک و توک و جدا از هم نویسنده‌هایی که آرام و بی‌حاشیه می‌نویسند و بدون استفاده و بهره گرفتن از تبلیغ و حاشیه و سر و صدای فلان ناشر و ماهنامه‌ ادبی منتشر هم می‌کنند و مخاطب خاص خود را هم دارند و امروز نه، فردا به حتم جایگاه خود را پیدا می‌کنند. یکی از این نویسنده‌ها فریبا حاج دایی است؛ نویسنده‌ای حرفه‌ای و گزیده کار. این را داستان‌هایش ثابت می‌کند. در ادامه با او درباره‌ فضای داستان معاصر و نویسنده‌های زن و کارهایش به گفتگو نشستیم.
داستان معاصر نگوییم حالا با محمدعلی جمال‌زاده، با هدایت شروع شده است و تاثیر خودش را هم بر تاریخ معاصر داستان فارسی گذاشته است؛ تاثیری که در ادامه به اصولی نوین برای داستان ختم شده است و به مرور نیز به چوبک با آن نگاه ناتورالیسمی و گلشیری با جریان سیال ذهن و احمد محمود با نگاه رئالیستی‌اش ختم می‌شود. با این همه اما نویسنده‌ زن معاصر هنوز نه تنها در نگاه که به تکنیکی هم که خاص زنان و شرایط پیرامونش باشد نرسیده است. به نظر شما چه عواملی موجب این اَمر شده است؟
تکنیک، کلمه‌ای که شما در سوال‌تان از آن بهره برده‌اید، در لغت به معنای مجموعه روش‌هایی است که بر شناخت مبتنی است و پیش فرض شما در سوال بر این است که زنان نویسنده ما فاقد آن هستند. این پیش فرض از کجا آمده است! به باور من، نویسنده کسی است که حالات و وضعیت‌های مختلف را با استفاده از لغات و عبارات به صورت ریزبینانه توصیف کند و با کلی گویی و به سرعت از کنار همه چیز عبور نکند. این از یک سو و از سوی دیگر نگاه زنانه به جهان، اغلب نگاهی ریز بین و جزئی‌نگر است. در ضمن نویسنده باید قادر باشد حس خود را با نوشته‌اش منتقل کند و توانایی آن را داشته باشد که با لایه‌های زیرین ذهن خواننده‌اش ارتباط برقرار کند. آیا شما چنین توانایی‌هایی را در هیچ یک از داستان‌های زن نویسنده‌ ما ندیده‌اید؟! بعید می‌دانم.
این پیش فرض که نه باید بگویم از خواندن بسیاری از کارهای زن‌های نویسنده می‌آید و این توانایی را جز در کار نویسنده‌ای آن هم تقریبا دور یعنی غزاله علیزاده در نویسنده‌ دیگری سراغ ندارم. از محسا محب‌علی و شیوا ارسطویی گرفته تا تازه کاری مانند آیدا مرادی کیخانی. شما تاثیر و نقش داستان‌ها و رمان‌هایی مانند (‌بامداد خمار ) و ( گندم ) و بسیاری دیگر را که با سرعت سرطانی در حال گسترش هستند و از قضا مورد استقبال هم قرار می‌گیرند و به رمان زرد هم معروف هستند، در جریان به انقیاد در آوردن زن ایرانی چگونه ارزیابی می‌کنید؟
گندم را نخوانده‌ام؛ ولی در مورد « بامداد خمار » خیلی با شما هم نظر نیستم. تنها ایرادی که شاید بر این رمان وارد باشد، دراز گویی آن است. نویسنده می‌توانست تکه‌هایی را که خواننده خود می‌توانست فرض گیرد از آن حذف کند ولی به‌جز این، چه ایرادی بر این رمان وارد است! در رده زرد قرارش می‌دهیم؛ چون پرفروش بوده و هست! ساختمان « بامداد خمار » ساده و گویا است، و بیان صریح و مستقیم نویسنده یا همان راوی داستان - زن سال‌خورده و تلخ کامی که سرگذشت عبرت آموز خود را برای برادرزاده جوانش، به صیغه اول شخص مفرد، نقل می‌کند و مهم‌ترین قسمت ماجرا این است که نویسنده بر خلاف ملودرام‌های بازاری، که از زمان حسین‌قلی مستعان باب بوده و امروز هم هست، نسخه نمی‌پیچد که راه صواب و ناصواب کدام است و عنصر جوان کتاب کورکورانه راه صواب را بپذیرد، نه او با اختیار کامل به بستر می‌رود و تا صبح به حرف‌های عمه فکر می‌کند. حال برگردیم به واژه « انقیاد » که در سوال شما آمده. آیا در نهایت عمه به انقیاد درآمد! باز هم گمان نمی‌کنم. گمان نمی‌کنم. سوال مهم‌تر. یعنی ادبیات چنین جایگاهی در کشور دارد که کتابی بتواند زنان را به فرمان‌‎برداری بکشاند!
تا حالا جایی ندیده‌ام که فروش بالا دلیلی برای قرار گرفتن یک اثر در رده‌ آثار زرد باشد. اثر زرد که حالا به قول فرید قدمی در کتاب « سیاست ادبیات » گاه به ادبیات پلیسی، - پلیسی نه با تعریف ژانر که با تعریف ادبیاتی که قصدش بو کشیدن و رَدیابی نوآوری است، هدفش حفظ وضع موجود است - پهلو می‌زند، تعریف خاص خودش را دارد که این‌جا البته مکان و زمانش نیست. ما مسیری طولانی از رمان‌هایی مانند « سووشون » و « خانه‌ ادریسی‌ها » و کارهای گلی ترقی تا آنچه امروز گاه حتی از طرف ناشر‌های بنام نیز منتشر می‌شود؛ اما هیچ ارزشی چه از لحاظ ادبی و چه از لحاظ اجتماعی ندارند طی کرده‌ایم. دلیل پیگیر نبودن آن جریان را شما در چه مواردی می‌بینید؟
فکر کنم بهتر باشد این سوال را به‌جای من از همان ناشران بنامی که ذکر کردید، می‌پرسیدید؛ گرچه فکر نمی‌کنم بشود به صد در صد آثار چاپ شده مهر باطل زد.
در داستان زنان برای نمونه با آنچه در سینما می گذرد گاه شباهت‌هایی با آثار تهمینه میلانی می‌بینیم. یعنی یا همه‌ مردها سیاه هستند و زن‌ها سفید و یا این‌که زن‌ها انگار هستند تا فقط از راه ‌به در بروند. شما دلیل این نگاه را در چه مواردی می‌بینید؟
بهتر است سوال را به چند قسمت مجزا تقسیم کنیم، اول تاثیر سینما بر ادبیات که پاسخ آن این است که این اتفاق مختص ایران نیست و اَمری جهانی است و حتما دو طرفه. یعنی ادبیات از سینما تاثیر پذیرفته و سینما هم به نوبه‌ خود از ادبیات. در قسمتی از سوال تاثیر پذیری فقط زنان نویسنده را مطرح کرده‌اید که فکر کنم پاسخش را دادم و این را مختص فقط زنان نمی‌دانم. قسمت بعدی سوال تک بعدی بودن زنان و مردان در سینمای تهمینه میلانی است که با آن موافقتی ندارم و قسمت آخر سوال که زنان و مردان در کتاب‌های نویسند‌گان زن سیاه و سفیداند؟ آیا به واقع چنین است؟ زری در «سووشون» سیاه و سفید است! بقیه به کنار آذر خانم « قضیه ما و آذر خانم » سیاه و سفید است! و یا زن داستان « قلعه‌ من کجاست » در مجموعه « ترنج قالی » از خودم!
تاربخ هر قدر هم تلاش کند توانایی و ابزار نزدیک شدن به سوژه را ندارد. روایت داستانی اما این قابلیت را دارد. نمونه‌اش کتاب « سیصدوبیست‌وپنج »نوشته‌ حمیدرضا صدر، که با یک روایت دوم شخص خود از یک شخصیت تاریخ معاصر یعنی حسن‌علی منصور روایت منحصر به فردی از یک سال زندگی او به مخاطب ارائه می‌کند. در داستان معاصر زنان اما این تاثیر وقایع تاریخی، سیاسی و اجتماعی را آن هم از نگاه یک زن در اثری برجسته شاهد نیستیم. البته بلقیس سلیمانی تلاش‌هایی کرده است؛ اما در نهایت ابتر مانده است. دلیل این اَمر را چطور می‌بینید؟
نگاه من به تاریخ هرمنوتیکی است. در این نگاه نمی‌توان در تاریخ دنبال منطق علمی گشت، چرا که تبیین تاریخ تابع منطق داستان است نه منطق علمی. یعنی تبیین تاریخی از منطق علمی علیت، استقرا و قیاس پیروی نمی‌کند. موضوع تاریخ نگاری شناخت کنش انسانی است، بنابراین گریزی از روایت ندارد. این کنش‌ها زمان‌مند هستند. از جایی آغاز می‌شوند، در مسیری پیش می‌روند و این پیشروی به سوی هدفی است که گاه به‌دست می‌آید و گاه چنین نمی‌شود. پس من فرق چندانی بین «روایت تاریخی» و « تاریخ روایتی » قائل نیستم. می‌ماند قسمت دوم سوال که به نوعی حکم است، در داستان زنان تاثیر وقایع سیاسی دیده نمی‌شود؟ آیا این طور است! « سووشون » خانم دانشور را که همه خوانده‌ایم یا « بر بال باد » پارسی‌پور و یا « خانه‌ ادریسی‌ها » اثر دست غزاله علیزاده و ... .
البته بیشتر نگاه به داستانِ زنان در یک دهه‌ اخیر مطرح بود. در این صورت بله سووشون و خانه‌ ادریسی‌ها این نگاه را دنبال می‌کنند. چه آینده‌ای را برای داستان زنان متصور هستید؟
حتما تاریک‌تر از داستان مردان نخواهد بود و از سویی چه‌بسا روشن‌تر. زیرا متاسفانه یا خوشبختانه ساختار اقتصادی خیلی از خانواده‌ها هنوز بر پایه‌ ساختار سنتی می‌گردد و زن هنوز به اندازه مرد نان‌آور خانواده به حساب نمی‌آید؛ پس اوقات فراغت بیشتری برای پرداختن به نوشتن دارد و در عین حال چون دیگر زن خانگی نیست و نویسنده اغلب زندگی زیسته را می‌نویسد، احتمالا سوژه‌هایش بهتر و متفاوت‌تر هم خواهد بود. البته از سوی دیگر رفقا در مطبوعات بیشتر هوای هم‌جنسان مرد خود را دارند و شاید بسیاری از کتاب‌ها و داستان‌های خوب بیایند و بروند و کسی خبردار هم نشود و متاسفانه این می‌تواند بر سرنوشت داستان زنان تاثیر سوء بگذارد.
به عنوان یک نویسنده، بازخورد داستان‌های شما از طرف مخاطب‌های زن چگونه بوده است؟
بسیار از انتظارم فراتر بوده، با توجه به این‌که نه ناشر صاحب نامی داشته‌ام و نه پخش قابل قبولی برای کتابم. ولی برایم جالب است که هم خودم و هم کتاب‌هایم بین مردم و به خصوص زنان شناخته شده هستیم و از آن مهم‌تر کتاب‌هایم مابین بسیاری از همکاران نویسنده‌ام محبوب هستند و این موتور خوبی است که مرا به نوشتن و بیشتر نوشتن ترغیب می‌کند.
از شما تا حالا فقط داستان کوتاه منتشر شده است. با توجه به چیره‌دستی شما در پرداختن به درون زندگی آدم‌ها و این نکته که رمان به هر حال فرصت بیشتری به شما برای پرداختن به این اَمر می‌دهد، آیا در بخش رمان هم اثری دارید؟
بله دارم. یکی در دست تالیف است و دیگری تمام شده و منتظر است تا بار دیگر بازبینی و بازنویسی شود. تا چه پیش آید.
در کتاب « ترنج قالی » داستانی خوش ساخت و محکم به نام قضیه ما و آذر خانم است که ما را به یاد داستانی عالی از منیرو روانی‌پور به نام « کنیزو » می‌اندازد. در همه‌ سال‌های داستان نویسی آیا نویسنده‌‌ای بوده که از کارش خوش‌تان آمده باشد و یا تحت تاثیرش قرار گرفته باشید؟
« قضیه ما و آذر خانم » ماجرای پایان ناپذیر زن علیه زن است. درست می‌گویید به مانند « کنیزو »ی روانی‌پور و یا « آفتاب غروبگاه » فاکنر. و چه دردناک است این کشف که گاهی کاری که زنان علیه هم می‌کنند، چه در محیط خانگی و چه در اجتماع، بسیار دردآورتر از کاری است که مردی احیانا ضد زنی انجام بدهد. و البته همان‌طور که می‌دانید و حتما داستان را خوانده‌اید، تم داستان بسیار چند وجهی است. بخش دوم سوال شما؛ همه را دوست می‌دارم. از بعضی‌ها یک یا دو تک داستان را و بعضی دیگر بسیاری از آثارشان.
شما علاقه بسیاری برای نقب زدن به دنیای درونی و نقاط تاریک و کابوس‌های آدم‌ها دارید. برای نمونه در کتاب « با شیرینی وارد می‌شویم » داستان نان سنگک به موشکافی و انگیزه‌های یک تجاوز می‌پردازد. که انصاف داستان بسیار خوب و خوش پرداختی هم است. یا در کتاب « ترنج قالی » در داستان پیراهن کودکی، شما به واکاوی و مرور کابوس‌ها و گذشته‌ زنی باردار می‌پردازید. یا دوباره در همین کتاب در داستان نقاشی، که با چند نقاشی و با زبانی بسیار قوی وارد دنیای یک کودک شده‌اید. دلیل این واکاوی شما در شخصیت آدم‌های داستان‌های‌‌تان چیست؟
همین‌طور است که می‌گویید. داستان برایم با یک سوال ایجاد شد؛ ماهیت تجاوز. این‌که در ذهن متجاوز چه می‌گذرد و چطور می‌شود که خود را محق می‌داند به بدن و روح دیگری تجاوز کند؟ با شما موافقم. بسیار داستان خوش ساختی از کار در آمده است. در این داستان موفق شده‌ام کاملا در پوست شاگرد نانوا بروم تا بدانم به واقع چه در سرش گذشت و او را به آن‌جا کشاند که به دختر دانشجو تجاوز کند. او برایش « دیگری » بود و در مکانیسم روحی انسان آسیب به دیگری همیشه جایز است. داستان « پیراهن کودکی » از کتاب « ترنج قالی » باز هم به مقوله تجاوز پرداخته و این‌بار آسیب شناسی قربانی انجام گرفته است؛ این‌که چگونه برای تمام عمر این بار را بر دوشش حمل می‌کند. گمان می‌کنم در هردو داستان موفق شده‌ام برای معنا فرم مناسب با آن‌را به‌کار ببرم و حتما این در موفقیت این دو داستان کمک حال بوده است. داستان « نقاشی» از کتاب ترنج قالی کاملا دیالوگ محور است و از طریق گفتگوی یک مددکار با کودکی که شاهد قتل پدرش بوده با همه زندگی خانواده او آشنا می‌شویم، هماهنگی فرم و معنا را در این داستان دوست می‌دارم.

منبع:http://www.roozannews.ir/news/10558




تاریخ: شنبه 27 خرداد 1396برچسب:,
ارسال توسط امید

به مناسبت روز جهاني محيط زيست

 روز پنجم ژوئن، برابر با 16 خرداد، روز جهاني محيط زيست است. مجمع عمومي سازمان ملل متحد براي نخستين بار در سال ۱۹۷۲ اين روز را به عنوان «روز جهاني محيط زيست» نامگذاري کرد. هدف از نامگذاري اين روز، افزايش آگاهي مردم براي حفظ محيط زيست و ترغيب دولت ها به اتخاذ تدابيري براي مقابله با تخريب محيط زيست و گونه هاي زيستي جانوري اعلام شد.

 واقعيت اين است که از نيمه دوم قرن بيستم به بعد تحولات سريع و بي سابقه اي در محيط زيست جهان به وقوع پيوسته است. اثرات ويرانگر مناسبات توليدي حاکم، بر طبيعت و محيط اطرافش سرعت سرسام آوري به خود گرفته است. ديگر تقريباً هيچ زيستگاه طبيعي در سطح زمين وجود ندارد که لااقل اندکي دستخوش تغيير نگرديده باشد. کره زمين بطرز خطرناکي در حال از بين رفتن است. البته همزمان مبارزه براي حفظ محيط زيست گسترش پيدا کرده و مبارزه عليه نقش ويرانگر نظام سرمايه داري بر طبيعت پيرامون همواره عرصه اي از جدال و کشمکش جنبش هاي طرفدار محيط زيست و ديگر جنبش هاي پيشرو اجتماعي بوده است.

 امروزه اغلب مسايل و مشکلات و تنگناهاي زيست محيطي ديگر بعنوان يک موضوع محلي و يا حتي ملي بشمار نمي آيند و با توجه به وابستگي متقابل و غير قابل تفکيک محيط زيست با مباحث کلان انساني از جمله اقتصاد، فرهنگ، توسعه، سياست، اخلاق و بويژه نوع خاص آن يعني جغرافياي سياسي و بسياري ديگر از جنبه هاي مادي و معنوي حيات انسان ها، امري جهاني به حساب مي آيد. در واقع هر مشکل زيست محيطي هر اندازه محدود به نظر برسد و حتي محدود در داخل مرزهاي قراردادي يک کشور، مشکلي براي کل جهان و نوع بشر بشمار مي آيد.

 توجه به محيط زيست و حفظ سلامتي انسان و كليه موجودات كره زمين يکي از اصول اساسي در بقاي زندگي و استفاده از نعمات طبيعي است كه به وفور در اختيار ما قرار دارد. مشاهده روزانه خود ما و ارزيابي هاي کارشناسان اين عرصه که در خدمت سرمايه نيستند، اين واقعيت را توضيح مي دهند که اساساً بيشتر بلاهايي که بر سر محيط زيست مي آيد، ناشي از دست درازي هاي حريصانه صاحبان ثروت و قدرت است و اگر جامعه بگونه اي ديگر اداره شود و نظم توليد و مصرف بگونه اي ديگر سازمان داده شود که اساسش پاسخ گويي به نيازهاي واقعي بشر باشد و همه چيز براي همه باشد و انسان ها حساب شده و با نقشه تنها به اندازه نيازهاي شان از منابع طبيعي بهره برداري کنند و نقشه مند و کارشناسانه منابع تجديد شونده را بازسازي کنند، طبيعت آسيبي جدي نخواهد ديد و نظام زيست محيطي با بحران روبرو نخواهد شد.

 اگر چه حفظ محيط زيست وظيفه دولت ها و حکومت ها است و براي جلوگيري از تخريب محيط زيست بايد دولت ها را تحت فشار گذاشت، اما آحاد مردم هم بدرجاتي مي توانند سهمي در جلوگيري از تخريب زياده از حد آن داشته باشند. انسان ها مستقل از اينکه دولت ها تا چه اندازه در حفظ محيط زيست نقش خواهند داشت مي توانند "اخلاق محيط زيستي" خود را تقويت کنند.

 اخلاق محيط زيستي، نوعي از رفتار انسان مسئول و متمدن امروزي است که بدون تذکر کسي، به: طبيعت، محيط زيست و به قانونمندي هاي زيست محيطي، احترام مي گذارد و خود را مسئول به رعايت حفظ محيط زيست خويش مي داند و مي کوشد در محدوده اختيارات و حريم زندگي خود در حفظ محيط زيست نقش داشته باشد. همينکه افراد در مصرف برق، در مصرف آب، در مصرف هر چيز ديگري اسراف نمي کنند، همينکه انسان ها توجه به بهداشت محيط دارند و از ريختن آشغال در معابر و پارک ها و کوچه و خيابان پرهيز مي کنند، همينکه انسان ها در مي يابند که وجود موجودات زنده حيواني و نباتي حلقه هايي از چرخه زيست محيطي هستند و نبايد نابودشان کرد، همينکه سعي دارند دورريزها را تفکيک و بازيافت کنند، همينکه انسان ها بي رويه از نايلون و کيسه هاي پلاستيکي و ظروف يک بار مصرف استفاده نمي کنند، همه اين کارهاي کوچک و شدني در حد خود سلامتي محيط زيست را بيشتر مي کند. طبعاً کساني که به اين درجه از حساسيت برسند که خود همين نکات پيش پا افتاده را رعايت کنند، قطعاً ديگران را هم تشويق خواهند کرد که مثل خودشان به محيط دور و برشان حساس باشند. اخلاق محيط زيستي، اينگونه عموميت مي يابد. اما بي گمان در نظامي که همه چيز بر پاشنه گردش سرمايه و کسب سود مي چرخد و براي سوداندوزي همه چيز از جمله محيط زيست قرباني مي شود، رواج فرهنگ و اخلاق محيط زيستي به تنهايي کافي نيست بلکه بايد با مناسباتي در افتاد که به حکم ماهيت ذاتي اش هر روزه بدون توجه به پيامدهاي آني و دراز مدت آن گوشه اي از طبيعت را به ويراني مي کشد.

در اين ميان ايران تنها با دو دهم درصد از سهم اقتصاد جهاني جايگاه دهمين تخريب کننده محيط زيست را در جهان دارد. جمهوري اسلامي براي پوشاندن مسئوليت خود در تخريب محيط زيست فريبکارانه، مانند موارد مشابه ديگر، به جاي يک روز يک هفته را به اين مناسبت اختصاص مي دهد. اما کار تخريب محيط زيست در نتيجه سياست هاي غلط به جايي رسيده است که با اينگونه نمايشها پرده پوشي نمي شود. درياچه ها رو به خشک شدن مي روند، تالابها خشک مي شوند، جنگلها در آتش مي سوزند، بيابانها پيشروي مي کنند،سوخت ناقص مليونها اتومبيل، فضاي شهرها را خفقان آلوده کرده اند و موارد بسياري ديگر از تخريب محيط زيست مستقيما ناشي از سياستهاي اقتصادی اجتماعی نادرست جمهوری اسلامي است.




تاریخ: شنبه 27 خرداد 1396برچسب:,
ارسال توسط امید

ازمابپرس؛ مقاومت به آنتي‌بيوتيک يعني چه؟

 

مقاومت به آنتي‌بيوتيک چه معنايي دارد؟

برخي تصور ميکنند مقاومت به آنتي بيوتيک به اين معناست که بدن انسان به آنتي بيوتيک مقاوم مي‌شود. اين برداشت نادرستي است. مقاومت به آنتي بيوتيک يعني ميکروب سپري دفاعي اختراع کرده که آنتي بيوتيک بر آن بي تاثير است.

اما چطور چنين چيزي پيش مي‌آيد؟ فرض کنيد آنتي‌بيوتيک بمبي است که بر روي ارتش دشمن (ميکروب) ريخته مي‌شود. آنتي‌بيوتيک مخصوصا اگر وسيع الطيف باشد، يعني اين که مثل بمباران کور هر ميکروبي را که دم دستش بيايد مي‌کشد. البته که تمام ميکروب‌هاي بدن مضر نيستند. برخي از اين ميکروب‌ها نه تنها بيماري‌زا نيستند بلکه مفيد هم هستند. بنابراين آنتي‌بيوتيک ميکروب‌هاي خوبي را هم که دشمن ميکروب‌هاي بيماري‌زا هستند از بين مي‌برد. ميکروب‌ها براي زنده ماندن و رشد و تکثير به منابع غذا و انرژي نياز دارند و باکتري‌هاي خوب و بد با هم بر سر اين منابع رقابت ميکنند. بنابراين اگر آنتي‌بيوتيک دقيق و درست مصرف نشود، ميکروب‌هاي خوب را که با ميکروب‌هاي بد در رقابتند از بين مي‌برد.

حال تصور کنيد که آنتي‌بيوتيک تمام ميکروب‌هاي بد و خوب را کشته است اما کافي است يک ميکروب بد جهش ژنتيکي پيدا کرده باشد، اتفاقي کاملا طبيعي که بسيار پيش مي‌آيد.. اگر اين جهش باعث بي‌اثر شدن آنتي‌بيوتيک شود مثل اين است که شما بمبي داريد که ديگر بر دشمن کارگر نيست. بنابراين شما حجم و ميزان بمباران را هر چه بيشتر کنيد نتيجه بدتر است، دوستان کشته مي‌شوند و جا براي دشمنان بازتر مي شود.

ميکروب‌ها در انتقال اطلاعات شايد از انسان‌ها پيشرفته‌تر باشند. همانطور که در شبکه‌هاي اجتماعي ناگهان يک خبر به سرعت تکثير مي‌شود و همه از آن مطلع مي‌شوند، ميکروب‌ها نيز ژني را که باعث مقاومت آنها مي‌شود به سرعت همرسان مي‌کنند. درست مثل اينکه شما موبايل و لپ‌تاپ‌تان را آپديت مي‌کنيد تا بر عليه ويروس‌هاي جديد محافظت شود، ميکروب‌ها هم مرتب خود را آپديت مي‌کنند.

حال اگر بمب قديمي کارگر نباشد بايد به سراغ بمب جديد رفت. اما همانطور که گفته شد ميکروب‌ها بالاخره راه دفاع را ياد گرفته و آن را همرسان مي‌کنند. نتيجه آنکه دائم ميکروب‌هاي خوب که مي توانند در رقابت با ميکروب‌هاي بد عرصه را بر آنها تنگ کنند از بين مي‌روند و جا براي رشد و تکثير ميکروب‌هاي بد بازتر مي‌شود. آنچه امروز سبب نگراني است وجود ميکروب‌هايي است (که به آنها ابرميکروب مي‌گويند) که هيچ يک از سلاح‌هاي ما (آنتي‌بيوتيک) بر آنها کارگر نيست. آنتي‌بيوتيک تازه‌اي که پژوهشگران بر روي توسعه آن کار مي‌کنند، به منظور مقابله با اين ميکروب‌ها ساخته شده است.

 

داستان اين آنتي‌بيوتيک چه معنايي براي زندگي روزمره ما دارد و بايد چه کار کنيم؟

اول آنکه آنتي‌بيوتيک را فقط عامل سلامت ندانيم. ترديدي نيست که آنتي بيوتيک‌ها براي بقاي بشر در روزگار کنوني اهميت حياتي دارند اما بايد هميشه در ياد داشته باشيم که آنتي بيوتيک ميکروب‌هاي خوب بدن را هم مي‌کشد و راه را براي ميکروب‌هاي بد باز مي‌کند. بياييد از مثال جنگ استفاده کنيم.

فرض کنيم ما مي‌دانيم که منطقه‌اي در کنترل دشمن است (مثل اينکه برخي ميکروب‌هاي دشمن مثلا در روده ما باشد). اگر براي کشتن نيروهاي نظامي دشمن تمام شهر را از بالا بمباران کنيم، بسياري از مردم محلي که مخالف دشمن و دوست ما هستند از بين خواهند رفت. نتيجه اينکه مقاومت محلي عليه دشمن کم مي شود و همه مي‌دانيم که اين چقدر خطرناک است.

بنابراين خوردن آنتي بيوتيک اگر کاري حساب شده و به دقت فکر شده نباشد نه فقط به ما بلکه به تمام انسان‌ها لطمه خواهد زد. به اين معنا که ميکروب‌هايي را مقاوم خواهد کرد که مي‌توانند باعث بيماري انسان‌هاي ديگر شوند.

آيا به نظر شما منطقي است که براي مبارزه با دشمن هر يک از ما راسا و شخصا تعدادي بمب را به صلاحديد خود به سمت نيروهاي دشمن پرتاب کنيم؟ بعيد است کسي اين کار را منطقي بداند. اگر اين کار لازم باشد ما آن را به متخصصان نظامي و امنيتي واگذار مي کنيم. همين استدلال هم در مورد آنتي بيوتيک صادق است. تجويز آنتي بيوتيک را به پزشک واگذار کنيد.

اگر پزشک براي شما آنتي بيوتيک تجويز کرد حتما سوال کنيد که اين آنتي بيوتيک در بدن شما چه خواهد کرد و از همه مهمتر چقدر نياز به آنتي بيوتيک وجود دارد؟ اگر مصرف آنتي بيوتيک الزامي نيست (مثل بسيار از موارد سرماخوردگي و گلودرد که ويروسي هستند و آنتي بيوتيک بر آن بي‌تاثير است) بهتر است مصرف نکنيم. در اين موارد نه تنها ويروس هيچ آسيبي نمي‌بيند بلکه فقط ميکروب‌هايي که دوست ما هستند کشته مي‌شوند.

آنتي‌بيوتيک جديد را چطور مي‌شود تهيه کرد؟

اين سوالي بسيار عجيب است. مثل اين است که گفته شود يک بمب جديد اختراع شده و مردم عادي به دنبال اين باشند که چطور آن را بخرند. اينکه آنتي‌بيوتيک جديد کي وارد بازار مي شود و در چه مواردي استفاده مي‌شود و فوايد و مضرات آن چيست موضوعي است که بايد به متخصص يعني پزشک واگذار شود.

بنابراين موضوع آنتي بيوتيک مثل مبارزه با دشمن است:

۱- از بمباران کور و بي ملاحظه و بدون در نظر گرفتن تمام جوانب پرهيز کنيد؛ يعني سرخود آنتي‌بيوتيک نخوريد. اگر چنين کنيد احتمال رشد و تکثير ميکروب هاي دشمن را در بدنتان زياد مي‌کنيد.

۲- بمباران سراسري (مصرف آنتي‌بيوتيک) را فقط به عنوان آخرين راه در نظر بگيريد و حتما با متخصصان به دقت مشورت کنيد. به اين فکر کنيد که آنتي بيوتيک ميکروبهاي دوست را هم مي‌کشد.

آنتي‌بيوتيک هايي که ما امروزه در اختيار داريم موشک‌هاي هدايت شده دقيقي نيستند که فقط ميکروب‌هاي دشمن را هدف قرار دهند. به احتمال قريب به يقين بشر روزي چنين آنتي‌بيوتيکهايي را خواهد ساخت اما فعلا آنتي‌بيوتيک‌هاي ما مثل بمباران کور است که تمام منطقه تحت نفوذ دشمن را بمباران مي‌کند به اين اميد که تمام دشمنان کشته شوند، اما بي‌ترديد دوستان زيادي هم کشته خواهند شد.




تاریخ: شنبه 27 خرداد 1396برچسب:,
ارسال توسط امید
انیشتین گفته بود تنها فردی که آرزوی دیدار او را دارد، چارلی چاپلین است؛ که او را ملاقات کرد.

اما این دو اسطوره قبل از اولین ملاقات در نمایش فیلم "روشنایی‌های شهر" در بیستم ژانویه 1931 با هم دوستان نزدیک بودند.

این دو نابغه که توسط "کارل لمله" رئیس "یونیورسال استودیو" به یکدیگر معرفی شده بودند، بلافاصله وجه اشتراک پیدا کرده و یکدیگر را ملاقات کردند. چارلی، آلبرت و همسرش "السا" را به شام دعوت کرد و این دیدار آغاز دوستی زیبای آن‌ها بود.

در سال 1916، چاپلین به یک پدیده جهانی تبدیل‌شده بود.


 انیشتین مدام به خانه چارلی رفت‌وآمد می‌کرد. چاپلین گفت انیشتین انسانی بسیار آرام با انرژی فکری فوق‌العاده و خلق‌وخویی بسیار احساسی است. همچنین از السا گفت که درباره نحوه رسیدن آلبرت به نظریه نسبیت توضیح داده بود.

ظاهراً یک روز صبح هنگام خوردن صبحانه رفتار عجیب و بی‌قراری داشت، گویی چیزی را گم کرده است. پس از اتمام صبحانه، پشت پیانو نشست و نیم ساعت پیانو نواخت. سپس برای مطالعه به اتاق خود رفت. نزدیک به دو هفته مشغول مطالعه بود و زمانی که از اتاق خارج شد، نظریه نسبیت را بر روی دو ورق کاغذ نوشته بود.

ماجرای جالب دوستی دلقک و دانشمند معروف


در اولین دیدار، این دو نابغه که هر دو کراوات سیاه بر تن داشتند وارد سالن نمایش فیلم شدند. دیگر حضار برایشان دست زدند و گفته می‌شود این مکالمه میان آن‌ها ردوبدل شد:

انیشتین: "بیش از هر چیز جهانی بودن هنر تو را ستایش می‌کنم. در فیلم‌هایت یک کلمه هم نمی‌گویی بااین‌حال تمام دنیا حرف تو را می‌فهمند."

چاپلین:" درست است. اما شهرتِ تو بیشتر است... کل دنیا تو را ستایش می‌کند درحالی‌که هیچ‌کس نظریه تو را نمی‌فهمد."

ماجرای جالب دوستی دلقک و دانشمند معروف


گرچه قرار بود نمایش فیلم مرکز اصلی توجه باشد، اما این دو نابغه موضوع اصلی بحث رسانه‌ها و مهمان‌ها شدند. زندگی‌نامه نویس انیشتین ورود مشترک آن‌ها را "یکی از به‌یادماندنی‌ترین صحنه‌ها در هالیوود" توصیف کرد.


ماجرای جالب دوستی دلقک و دانشمند معروف +تصاویر
 
ماجرای جالب دوستی دلقک و دانشمند معروف +تصاویر
 
ماجرای جالب دوستی دلقک و دانشمند معروف
"روشنایی‌های شهر"، یکی از بهترین آثار چاپلین


بسیاری تصور کردند انیشتین و همسرش به‌عنوان مهمانان عادی دعوت‌شده‌اند، اما چاپلین آن‌ها را به‌عنوان دوستان نزدیکش دعوت کرده بود. چاپلین درباره تأثیر و موفقیت این فیلم بسیار نگران بود. اما روشنایی‌های شهر به یکی از معروف‌ترین فیلم‌های او تبدیل شد.  



تاریخ: شنبه 27 خرداد 1396برچسب:,
ارسال توسط امید
موزه ملی کانادا این روزها بازدیدکنندگان بسیاری بیشتری نسبت به گذشته دارد.
 
  به گزارش میزان، موزه ملی کانادا این روزها بازدیدکنندگان بسیاری بیشتری نسبت به گذشته دارد. پس از حدود ۶ سال فعالیت دانشمندان سالم‌ترین و کامل‌ترین فسیل کشف شده از یک دایناسور توسط بشر در این موزه به نمایش درآمده است.
 
این فسیل شگفت‌انگیز در سال 2011 کشف و پس از پنج سال عملیات مونتاژ و بازسازی بخش‌های آسیب‌دیده در نمایشگاه کانادا برای بازدید علاقه‌مندان آماده شده است.

شاخه نودوسورها در دوره زمانی بین 110 تا 112 میلیون سال قبل در زمین می‌زیسته‌اند که علت پیدایش و ناپدید شدن سریع این گونه هنوز مشخص نیست.
 
 



تاریخ: شنبه 27 خرداد 1396برچسب:,
ارسال توسط امید

در باره تب خونريزي دهنده کريمه کنگو چه بايد بدانيم؟


هر سال در فصل گرما گزارش‌هايي از شيوع برخي بيماري‌ها منتشر مي‌شود که تب خونريزي دهنده کريمه کنگو يکي از آنها است. اعلام شده که اين بيماري در ايران امسال دست‌کم ۲۸ نفر را مبتلا کرده است. در باره اين بيماري چه بايد بدانيم؟
تب خونريزي‌دهنده کريمه کنگو چگونه منتقل مي‌شود؟
اين يک بيماري ويروسي است که نوعي کنه سخت هم مخزن و هم ناقل آن است. اين ويروس مي‌تواند بسياري از حيوانات اهلي و وحشي را مبتلا کند. انسان هم در صورت تماس با حيوان مبتلا يا کنه آلوده به ويروس ممکن است مبتلا شود. اين ويروس بيشتر حيوانات را مبتلا مي کند، اما موارد تک گير يا اپيدمي انساني هم مي‌تواند اتفاق بيفتد. پرندگان بجز شترمرغ در مقابل اين ويروس مقاوم هستند. تماس با فرد مبتلا هم مي‌تواند باعث بيماري شود.
آيا بيماري تازه وارد ايران شده است؟
اين بيماري در ايران اولين بار در کتاب گنجينه خوارزمشاه جرجاني در حدود سال ۱۱۱۰ توصيف شد و در سال ۱۹۷۰ وجود بيماري در ايران ثابت شد.
اين بيماري در حيوانات چه علائمي دارد؟
در حيوانات اهلي مثل گاو و گوسفند بيماري علائم مشخصي ندارد و حداکثر باعث تب مي‌شود، بنابراين کارکنان کشتارگاه‌ها و سلاخ‌خانه‌ها به احتمال زياد متوجه بيماري دام نخواهند شد.


علائم بيماري در انسان چيست؟
شيوع بيماري بيشتر در فصل گرم سال همزمان با فصل فعاليت کنه است. علائم بيماري در انسان: سردرد، تب شديد، کمردرد و درد مفاصل و عضلات، دل درد، اسهال، استفراغ، قرمزي چشم و سرخي گونه، خونريزي (مثلا بصورت نقطه‌هاي ريز مثل سر سوزن يا خونريزي‌هاي وسيعتر يا خون دماغ)، يرقان.
علائم بيماري يک تا سه روز بعد از نيش کنه آلوده يا پنج تا شش روز بعد از تماس با حيوان آلوده ايجاد مي‌شود. بعد از چند روز بيماري وارد مرحله خونريزي مي‌شود. خونريزي خطر اصلي براي بيمار است و موارد منجر به مرگ اکثرا به دليلي خونريزي‌هاي شديد داخلي است. مرگ و مير بر اثر بيماري زياد است و به سي درصد مي‌رسد.
آيا اين ويروس واکسن دارد؟
براي دام‌ها واکسن معتبر براي پيشگيري وجود ندارد. در انسان هم واکسن ندارد.
چه درماني براي اين بيماري وجود دارد؟
درمان بيماري در انسان هم بيشتر درمان حمايتي براي رفع عوارض و خطرات بيماري است. داروهاي ضد ويروس براي درمان اين بيماري بکار گرفته شده و تاثير مثبتي هم داشته اما بيماري درمان اختصاصي ندارد.
چه کساني در معرض ابتلا هستند؟
دامداران، کشاورزان، کارگران کشتارگاه‌ها، دامپزشکان و کارکنان بهداشتي و درماني، بخصوص در بيمارستان‌ها.
آيا با خوردن گوشت مي‌توان به بيماري مبتلا شد؟
اين بيماري از راه خوردن گوشت حيوان ذبح شده منتقل نمي‌شود، اين ويروس بيرون بدن از بين مي‌رود بنابراين مگر اينکه فرد بلافاصله گوشت حيوان تازه ذبح شده را خام بخورد احتمال ابتلا وجود ندارد. گوشتي که مهر سازمان دامپزشکي را دارد مي‌توان بدون نگراني مصرف کرد. 




تاریخ: شنبه 27 خرداد 1396برچسب:,
ارسال توسط امید
محققان رصدخانه رادیویی هلند موفق شدند با بررسی داده‌های تلسکوپ فضایی هابل، اطلاعاتی از یک کهکشان کشف نشده به دست آورند.
 
  به گزارش میزان، این کهکشان در فاصله 2.4 میلیارد سال نوری از زمین قرار دارد.

این کهکشان که چندین ستاره در آن وجود دارد در پی دریافت امواج ناشی از انفجارهای رادیویی که فقط چند میلی‌ثانیه طول می‌کشند، کشف شده است.

محل وقوع این انفجارها، هسته نوترونی یک ستاره در فاصله 12 کیلومتری صورت فلکی "ارابه‌ران"( Auriga)  بوده است.

در بالای سر پیکر آسمانی گاو، چند ضلعی بزرگی به نام ارابه ران(Auriga) قرار دارد. درخشان‌ترین ستاره این پیکر آسمانی، بزبان(عیوق، Capellaa) است که ششمین ستارهٔ درخشان آسمان است.
 
محققان در ابتدای کار تصور کرده‌اند که به امواجی از دنیای بیگانگان دست یافته‌اند که در حال تلاش برای ارسال پیام بوده‌اند اما مشخص شد که منبع این امواج یک انفجار ستاره‌ای است.

نزدیک‌ترین کهکشان کشف شده به این کهکشان جدید، " FRB 121102" نام دارد که 62 هزار سال نوری از آن فاصله دارد.

این کهکشان پیش از این تنها نمونه‌ از کهکشان‌های دارای انفجارهای رادیویی بود.

محققان اعلام کرده‌اند که یک خوشه‌ ستاره‌ای در لبه‌های این کهکشان قرار دارد که گستردگی آن به تنهایی حدود 4400 سال نوری است.
 
 میزان گستردگی این کهکشان حدود 20 هزار سال نوری است. این میزان در کهکشان راه شیری 100 هزار سال نوری است.

امواج ارسال شده از طرف این کهکشان برای اولین بار در ماه دسامبر سال 2016 ثبت شده و در دانشگاه مونترال کانادا و یک رصدخانه در پروتوریکو مورد ارزیابی قرار گرفت.



تاریخ: شنبه 27 خرداد 1396برچسب:,
ارسال توسط امید

آنالیز جمجمه انسان های اولیه نشان می دهد، مغز اجداد ما بسیار پیچیده بوده است. البته مغز آنها به بزرگی مغز انسان های مدرن نیست. محققان می گویند، گونه های انسان های اولیه به تازگی کشف شده دارای جمجمه ای بوده اند که تنها اندکی از جمجمه شامپانزه ها بزرگتر بوده است، اما مغز این انسان های اولیه به طرز شگفت آوری شبیه مغز ما بوده است.

 
انسان های اولیه کوچک اما باهوش بوده اند!

این یافته های جدید از فرضیه ای پشتیبانی می کند که نشان می داد، انسان های اولیه دارای رفتارهای پیشرفته ای مانند، کار تیمی و تدفین مردگان بوده اند، این در حالی است که هنوز به درستی نمی دانیم، انسان های اولیه دقیقا در چه زمانی می زیسته اند.

در سال ۲۰۱۳، دیرینه شناسان خبر از یک کشف بزرگ دادند. دیرینه شناسان در اعماق غاری در آفریقای جنوبی حفره ای مملو از استخوان  انسان ‌های اولیه کشف کردند. بررسی های دیرینه شناسان نشان می داد، به نظر این انسان ‌تبارها، اجساد مردگان خود را در این حفره نگه‌ داری می ‌کردند. این نخستین باری بود که چنین رفتارهای آئینی در گونه دیگری به‌ جز هومو سایپنس ها و نئاندرتال ها مشاهده می‌ شد.

گونه جدید هومو نالدی نام‌ گذاری شد. از زمان کشف اولیه این فسیل‌ ها در ۲۰۱۳، در غاری به نام طلوع ستاره در فاصله ۵۰ کیلومتری شهر ژوهانسبورگ، تیم بین ‌المللی متشکل از ۶۰  دانشمند در حال مطالعه ویژگی های کالبدشناختی استخوان ‌ها (گفته می ‌شود ۱۵۵۰ قطعه استخوان کشف ‌شده متعلق به ۱۵هومونالدی بوده اند) هستند.

انسان های اولیه کوچک اما باهوش بوده اند!
تصویر هنری از هومو نالدی، نام این‌گونه از روی محل کشف آن نام‌ گذاری شد. نالدی در زبان سوتو که یکی از زبان ‌های محلی آفریقای جنوبی است، به معنی ستاره است

پروفسور لی برگر که رهبری این پروژه را بر عهده دارد، می‌گوید، هومو نالدی می ‌تواند به ‌عنوان پلی مابین پستانداران ابتدایی ‌تر و انسان در نظر گرفته شود. این فسیل ‌ها دارای تلفیق خارق‌العاده‌ ای از ویژگی ‌های مدرن و ابتدایی هستند، به‌ جز این رازهای کشف نشده زیادی باقی‌ مانده است. یکی از این رازها سن فسیل ‌ها است.

تکنیک ‌های کنونی تعیین سن و تاریخ‌ گذاری زمین‌ شناختی نتیجه ‌ای در برنداشته است. از این ‌رو، تخمین ‌های متفاوتی از ۲.۵ میلیون سال تا حتی ده‌ ها هزار سال در مورد سن این فسیل ها مطرح ‌شده است.

پروفسور کریس استرینگر رئیس بخش سرمنشأ پیدایش انسان در موزه تاریخ طبیعی لندن، می ‌گوید: "هومو نالدی از برخی جهات، مانند شکل دستان، مچ و پاها شباهت بسیاری به انسان ‌های مدرن دارد. از سوی دیگر مغز کوچک هومو نالدی که تنها به ‌اندازه یک ‌سوم مغز یک فرد بالغ است، و شکل قسمت بالای بدن، شباهت بسیاری به انسان‌ های اولیه و گونه‌ های بسیار ابتدایی مانند هومو هابیلیس دارد که بیش از ۱.۵ میلیون سال قبل می‌ زیستند.”

انسان های اولیه کوچک اما باهوش بوده اند!
هومو نالدی از برخی جهات، مانند شکل دستان، مچ و پاها شباهت بسیاری به انسان ‌های مدرن دارد. از سوی دیگر مغز کوچک هومو نالدی که تنها به ‌اندازه یک ‌سوم مغز یک فرد بالغ است، و شکل قسمت بالای بدن، شباهت بسیاری به انسان‌ های اولیه و گونه‌ های بسیار ابتدایی مانند هومو هابیلیس دارد که بیش از ۱.۵ میلیون سال قبل می‌ زیستند

براساس این ویژگی ها، هومو نالدی ها می‌توانند یکی از نخستین گونه‌ های کشف‌ شده انسان یا گونه ‌ای که بسیاری از ویژگی ‌های مراحل اولیه تکامل انسان در آن باقی‌ مانده باشد. اما اندازه جمجمه هومو نالدی ها تقریبا یک سوم انسان های مدرن است، آیا این چنین مغز کوچکی برای انجام رفتارهای پیچیده ای همچون کار گروهی و یا حتی دفن مردگان طراحی شده است؟

تیم برگر چنین فکر می کند. این تیم تحقیقاتی با استفاده از قطعات جمجمه های فسیلی، قالب هایی از مغز هومو نالدی ها ساخته اند. اما چیز تعجب بر انگیز در مورد این کشف، شباهت بخش لوب پیشانی هومو نالدی به انسان های مدرن است. لوب قدامی بخشی از مغز پستانداران است که تصور می شود، برخی از قابلیت های پیشرفته از جمله صحبت کردن مرتبط به این لخته از مغز باشد.

در این بخش از مغز ما، الگوی فرورفتگی و برآمدگی با جمجمه شامپانزه ها کاملا متفاوت است. حال به نظر می رسد، جمجمه هومو نالدی ها دارای الگوهایی مشابه انسان های مدرن هستند.

انسان های اولیه کوچک اما باهوش بوده اند!
مقایسه جمجمه انسان مدرن و هومو نالدی، محققان در این مطالعه جدید، موفق به کشف شباهت بخش لوب پیشانی هومو نالدی به انسان مدرن شده اند. لوب قدامی بخشی از مغز پستانداران است که تصور می شود، برخی از قابلیت های پیشرفته از جمله صحبت کردن مرتبط به این لخته از مغز باشد

این می تواند از فرضیه محققان مبنی بر وجود یک نوع مراسم آیینی مربوط تدفین مردگان، پشتیبانی کند. دیرینه شناسان می گویند، این انسان ‌تبارها، اجساد مردگان خود را در غار نگه‌ داری می ‌کرده ند. این نخستین باری است که چنین رفتارهای آئینی در گونه دیگری به‌ جز هومو سایپنس ها و نئاندرتال ها مشاهده می‌ شود. در واقع فسیل‌ های مربوط به هومو نالدی ها در حفره ‌ای در فاصله ۹۰ متری دهانه غار قرار گرفته بودند.

برخلاف دیگر مکان‌ های باستان‌ شناسی که انسان‌ تبارهای قبلی در آن کشف‌ شده بودند، هیچ‌ گونه فسیل حیوانی و علائم مربوط به گوشت ‌خواران، لاشه  خواران یا حتی فرایندهای طبیعی مانند جریان یافتن آب که دال بر زندگی هومو نالدی در غار بوده باشد، وجود ندارد .محتمل‌ترین امکان این است که هومو نالدی به‌ صورت عمدی اجساد مردگان را در این مکان رها کرده است.

جان هاکس یکی از اعضای این تیم از دانشگاه ویسکانسین مدیسون، می گوید: "وقتی به قالب جمجمه هومو نالدی نگاه می کنیم، متوجه می شویم، درست جمجمه انسان است، تنها کوچک است.”

انسان های اولیه کوچک اما باهوش بوده اند!
تصویر هنری که هومو نالدی ها در حال انتقال اجساد به غار نشان می دهد. برخلاف دیگر مکان‌ های باستان‌ شناسی که انسان‌ تبارهای قبلی در آن کشف‌ شده بودند، هیچ‌ گونه علائمی دال بر زندگی هومو نالدی در غار بوده باشد، وجود ندارد محتمل‌ترین امکان این است که هومو نالدی ها به‌ صورت عمدی اجساد مردگان را در این مکان رها کرده اند

شان هرست یکی دیگر از اعضای این تیم تحقیقاتی از دانشگاه ایندیانا در بلومینگتون، هفته گذشته در خلال نشست انجمن انسان شناسان فیزیکی آمریکا در نیواورلئان، لوئیزیانا، گفت: "فکر می کنم، این یافته بدین معنا باشد که هومو نالدی ها به شدت تمایل به ارتباطات داشته اند.”

هرست می گوید، این مشاهدات ممکن است، به توضیح اینکه چرا گروهی از انسان تباران کوچک مغز به تدفین مردگان علاقمند بوده اند و اینکه چگونه برای حمل اجساد به این حفره های باریک همکاری می کرده اند، کمک کند.

دین فالک محققی از دانشگاه ایالتی فلوریدا در تالاهاسی، با مشاهده قالب گچی هومو نالدی در این مورد با هرست به بحث نشسته است، او می گوید: "با بسیاری از تفاسیر موافقم، اما این تنها یک واکنش اولیه است، برای من، شکل کلی این ناحیه بسیار شبیه میمون است.”

هرست می گوید، واکنش اولیه او هم چنین بوده است، اما او و دیگر محققان با ساعت ها مقایسه جمجمه هومو نالدی با دیگر انسان تباران و میمون ها، بیشتر و بیشتر متقاعد شدند که این بخش از جمجمه، ساختاری بسیار شبیه به مغز انسان مدرن دارد.

سیمون نیبایر از انیستیتوی ماکس پلانک برای انسان شناسی تکاملی، می گوید، این یافته ها از فرضیه ای پشتیبانی می کند که نشان می دهد، ساختار مغز انسان قبل از بزرگ شدن تغییر یافته است. اما سن جوان هومو نالدی از لحاظ زمین شناسی باعث می شود، این یافته ها برای درک منشأ مغز انسان های مدرن که در آن زمان می زیسته اند، کمتر قابل توجیه باشد.

 




تاریخ: شنبه 27 خرداد 1396برچسب:,
ارسال توسط امید

کارگران معادن زغال سنگ: سهم ما درد و غم و ابتلا است

"مي‌دانيد ۱۵ ساعت کار يدي آن هم در دو شيفت در عمق ۳۰۰ يا ۷۰۰ متري زمين، چه معني دارد؟ تصوري از تاريکي، تنگي نفس يا افت فشار داريد؟"
اين سخنان يک کارگر معدن است که يک سال و نيم از بازنشستگي‌اش مي‌گذرد و به بيماري ريه سياه يا پنوموکونيوز مبتلا است:
"۲۰ ساله بودم که کارگر معدن شدم. يک سال اول دوره‌هاي آموزشي گذاشتند، اما در خلال سالهاي کار دوره‌هاي آموزشي کم شد، تجهيزات هم فرسوده. حالا با اين مريضي که دکترها گفتند مال کار در معدن زغال سنگ است، خانه‌نشين هستم، هر ماه بايد به دکتر مراجعه کنم اما بيمه ما مشکل دارد و روند درماني هم تحت تاثير اين مسئله است."
"قسمت ما معدنچي‌ها درد، غم و ابتلا به هزار و يک بيماري و مشکلات مختلف است."
براساس آمار مرکز آمار ايران در سال ۱۳۹۲ بيش از ۸۴ هزار نفر در بيش از پنج هزار معدن مشغول به کار بودند اما احتمالا اين آمار بيشتر است چون کارگران فصلي يا روزمزد در اين آمار جاي ندارند.
پژوهش مرکز آمار ايران نشان مي‌دهد عمده معادن ايران در اختيار بخش خصوصي است، براساس اين آمار "۹۸ درصد معادن ايران خصوصي" است و فقط "۲ درصد معادن دولتي" است.
معدن زمستان يورت در آزادشهر استان گلستان، هم در زمره "معادن خصوصي" است و سهامداران آن عبارتند از "پنج هزار کارگر بازنشسته معدن، شرکت ذوب آهن اصفهان و شرکت سرب و روي وابسته به بنياد تعاون بسيج."
يک کارگر معدن زغال سنگ مي‌گويد: "بيمه ما بسته به نظر کارفرما است، اگر کارفرما انصاف داشته باشد بيمه رد مي‌کند، در غير اين صورت دست ما به جايي نمي‌رسد، به محض انتقاد، اخراج و قطع حقوق، گزينه پيشرو کارگر معدن است."
در حال حاضر حقوق کارگراني که قرارداد داشته باشند، حدودا بين ماهي ۹۰۰ هزارتومان يا يک ميليون تومان است.
اما عدم پرداخت بموقع حقوق يکي ديگر از مشکلات اين کارگران است. برخي از اين کارگران ممکن است ماهها حقوق دريافت نکنند؛ مثل همين کارگران معدن زمستان يورت که به گفته وزير صنايع، معوقات سال ۱۳۹۳ و ۱۳۹۴ اين کارگران هنوز پرداخت نشده است.
يکي از کارگران معدن زغال سنگ مي‌گويد: "هميشه به همه مقروض هستم. وقتي هر چهار يا شش ماه يکبار حقوق مي‌گيرم، بايد پيش صاحبخانه، بقال محل و ... گردن کج کنم. اگر حقوقم را هم پس از ماهها تعويق پرداخت کنند، يک قرآنش نمي‌ماند، فلاکت دوباره از نو."
وقتي در معدن کارگر روزمزد باشي اوضاع سخت‌تر است. يکي از کارگران روزمزد معدن زغال سنگ مي‌گويد: "بيمه که نداريم، ما پيمانکاري هستيم، وضعيت حقوق و بيمه ما اصلا مناسب نيست. هيچ وقت به ياد ندارم که حقوقم سر وقت پرداخت شده باشد، هر چند وقت يکبار حقوقمان پرداخت مي‌شود. بيمه هم بستگي به کرم کارفرما دارد."
جداي از مسئله حقوق، موضوع ايمني در معدن يکي از موضوعات مهم است و به همين منظور، وزارت صنايع در سال ۱۳۹۴مبلغ ۸۰ ميليارد تومان براي ايمني معادن در نظر گرفت.
به گفته سازمان نظام مهندسي در معدن يورت "هشت دستگاه گاز سنج" نصب بوده است اما حبيب، کارگر معدن يورت، به روزنامه شهروند گفت: "در کل اين معدن چهار دستگاه ديجيتال گازسنج داشت. همه آنها قديمي بودند، تا جايي هم که من يادم هست اين دستگاه‌ها هيچ وقت چک نشدند. بقيه تجهيزات هم تعريفي نداشت. متاسفانه يکي از مهندسان ما در همين حادثه جانش را به خاطر فاسد ‌بودن کپسول اکسيژن از دست داد. او رفت تا به بچه‌ها در عمق تونل کمک کند، کپسول را برداشت تا نفس بکشد ولي نمي‌دانست که کپسول شارژ ندارد."
تعدادي از کارگران معدن زغال سنگ نيز درباره وضعيت ايمني کار گفتند: "کپسول‌هاي اکسيژن اکثرا خالي هستند و بيشتر گازسنج‌ها کار نمي‌کنند. هر بار که قرار است براي بازرسي بيايند، همه تجهيزات کار مي‌کند اما بعد از رفتن بازرسان همه چيز به شکل قبل باز مي‌گردد."
"هر بار که حادثه‌اي در معدن رخ مي‌دهد ما براي چند روز مورد توجه رسانه‌ها قرار مي‌گيريم اما شرايطمان عوض نمي‌شود. بعد از هر حادثه فيلم و تصوير از وضعيت کار ما منتشر مي‌کنند بعد دوباره در همين شرايط دست و پا مي زنيم تا فاجعه بعدي."

برخي از قوانين ايمني معادن در ايران
 براساس آئين نامه معادن در کليه معادن با حداقل ۲۵ کارگر يک نفر مسئول ايمني و يک نفر مسئول بهداشت در نظر گرفته شود.
 همچنين کليه کارگاهها بايد قبل از آغاز به کار هر روز بررسي شود. کارفرما موظف است دستورالعمل آموزش را با توجه به نوع کار به کارگران آموزش دهد.
 تمام تجهيزات و ماشين آلات داخل معدن بايد داراي استاندارد ملي يا يکي از استانداردهاي مورد تائيد سازمان استاندارد ايران باشد.
 تجهيزات خودنجات از مهمترين تجهيزات در معادن زغال سنگ است و همه افراد بايد آن را به همراه داشته باشند و آموزش استفاده از کپسول خود نجات اجباري است.
 نصب گاز سنج از ديگر موارد اجباري است

 

 




تاریخ: شنبه 27 خرداد 1396برچسب:,
ارسال توسط امید

نتایج یک مطالعه نشان می دهد با وجود اینکه مغز مردان از زنان بزرگتر است اما مغز زنان کارآمد تر است.

به گزارش ایرنا به نقل از روزنامه دیلی میل، محققان هلندی در این مطالعه متوجه شدند ، به رغم این واقعیت که مردان در قیاس با زنان مغزهای بزرگتری دارند اما زنان در آزمون های حافظه عملکرد بهتری دارند.
 
 
مطالعه محققان هلندی که بر اساس اسکن های ام.آر.ای از حدود 900 مرد و زن بود، نشان داد که مغز مردان حدود 14 درصد از مغز زنان بزرگتر است.
 
 
این مطالعه که توسط محققان دانشگاه اراسموس هلند انجام شد، نشان داد که بهره هوشی زنان حدود 3.75 امتیاز از مردان کمتر است و زنان در آزمون های مرتبط با توانایی فضایی به اندازه چشمگیری بدتر هستند.
 
 
دکتر 'دیمیتری وان در لیندن' گفت: ما متوجه شدیم که مغز مردان بزرگتر از مغز زنان است و تجزیه و تحلیل های ما نشان می دهد که این موضوع علت پایین تر بودن متوسط بهره هوشی زنان را در طیفی از آزمون ها توضیح می دهد.
 
 محققان در این مطالعه که در مجله Intelligence منتشر شده است، نوشتند مردان در بیشتر اندازه گیری های هوشی از جمله آگاهی فضایی، امتیازهای بالاتری کسب کردند. اما زنان در آزمون های حافظه از جمله به یادآوردن توالی 18 تصویر بهتر بودند؛ تجزیه و تحلیل ها نشان داد که این توانایی تفاوتی در هوش عمومی آنها ایجاد نمی کند. 
 



تاریخ: شنبه 27 خرداد 1396برچسب:,
ارسال توسط امید

 نکاتي که بايد درباره اچ‌آي‌وي بدانيد


هفته گذشته خبري به نقل از سازمان بهزيستي ايران منتشر شد که بر اساس آن ابتلا از طريق روابط جنسي محافظت نشده که از آن به عنوان موج سوم ياد مي‌شود بيش از ديگر موارد سبب افزايش بيماران اچ‌آي‌وي/ايدز در ايران شده است.
اين خبر همچنين بر اين تأکيد داشت که بسياري از زنان ايران مبتلا به اچ‌آي‌وي/ايدز، "در دوران ازدواج بيمار شده‌اند."
اين موضوع سوال‌هايي را درباره اچ‌آي‌وي/ايدز براي مخاطبان ما به وجود آورده است که در اينجا به برخي از اين سوال‌ها پاسخ مي‌دهيم.
علائم اچ‌آي‌وي/ايدز چه هستند و چقدر طول مي‌کشد که علائم بروز کند؟
بيشتر افرادي که اچ‌آي‌وي مثبت مي‌شوند، دو تا شش هفته پس از گرفتن ويروس علائمي شبيه سرماخوردگي يا آنفلوآنزا را تجربه مي‌کنند. تقريبا ۸۰ درصد افراد اچ‌آي‌وي مثبت، به مدت چند هفته اين علائم را تجربه مي‌کنند:
 تب
 گلودرد
 خارش بدن
علائم ديگري هم وجود دارد که ممکن است چندان شايع نباشد و در همه افراد بروز نکند:
 خستگي
 درد مفاصل
 درد عضلاني
 تورم غدد
با توجه به اينکه چنين علائمي ممکن است بر اثر بيماري‌هاي ديگر نيز بروز کنند، اگر فردي اين علائم را تجربه کند، لزوما به معناي آلوده شدن به ويروس اچ‌آي‌وي نيست، مگر آنکه در فاصله کوتاهي پيش از آن رفتار پرخطر انجام داده باشد.
اگر تعدادي از اين علائم را داريد و فکر مي‌کنيد که در چند هفته گذشته در خطر آلودگي به اچ‌آي‌وي قرار گرفته‌ايد، حتما بايد در اولين فرصت آزمايش اچ‌آي‌وي بدهيد.
اين علائم نشانه مبارزه سيستم ايمني بدن با ويروس هستند، اما پس از يک دوره کوتاه چند هفته‌اي اچ‌آي‌وي ديگر تا سال‌ها هيچ علائمي براي بيمار ندارد. اين مرحله از بيماري دوران نهفتگي اچ‌آي‌وي ناميده مي‌شود که مي‌تواند تا ده سال ادامه داشته باشد.
پس از پايان دوران نهفتگي اچ‌آي‌وي، سيستم ايمني بدن بيمار شديدا تخريب مي‌شود که با علائم زير خود را نشان مي‌دهد:
 کاهش وزن
 اسهال مزمن
 تعرق شبانه
 مشکلات پوستي
 عفونت‌هاي مکرر
 بروز ديگر بيماري‌هاي جدي و مرگبار
تشخيص زودهنگام اچ‌آي‌وي در جلوگيري از بروز اين علائم اهميت حياتي دارد و مي‌تواند به کنترل و درمان بيماري کمک کند. به همين دليل پزشکان توصيه مي‌کنند که اگر فردي اعمال پرخطري مانند آميزش جنسي محافظت نشده انجام داده است که فکر مي‌کند خطر ابتلا به اچ‌آي‌وي/ايدز براي او وجود دارد، بايد بلافاصله براي انجام آزمايش به مراکز درماني مراجعه کند.
هرچه زودتر فرد در مورد بيماري‌اش بداند بهتر است. اين بيماري تا به حال درمان قطعي ندارد، اما مي‌توان با درمان‌هاي موجود تعداد ويروس را کنترل کرد و کاري کرد که طول عمر و کيفيت زندگي بيماران مانند ساير افراد جامعه باشد.
اگر فردي متوجه شد که مبتلا به اچ‌آي‌وي/ايدز است بايد چه کند؟
اگر جواب آزمايش اچ‌آي‌وي فردي مثبت باشد، بايد پس از آن به طور مرتب آزمايش خون بدهد تا پيش از شروع درمان ميزان پيشرفت آلودگي به اچ‌آي‌وي بررسي شود. اين آزمايش‌ها شامل بررسي مقدار ويروس در خون بيمار و همچنين تاثير ويروس اچ‌آي‌وي بر سيستم ايمني بدن است.
پس از انجام اين آزمايش‌ها مراحل درمان شروع مي‌شود که هدف آن کاهش ميزان ويروس در خون بيمار است تا به سيستم ايمني بدن فرصت ترميم بدهد و از بروز بيماري‌هاي ديگر مرتبط با اچ‌آي‌وي نيز پيشگيري کند.
اگر بيمار تحت درمان قرار بگيرد، معمولا ميزان ويروس در خون او به اندازه‌اي پايين مي‌آيد که ديگر احتمال بسيار کمي وجود دارد که ويروس را به ديگران انتقال دهد.
تشخيص ابتلا به اچ‌آي‌وي/ايدز براي بيماران مي‌تواند به قدري ناراحت‌کننده باشد که دچار اضطراب يا افسردگي شوند. کلينيک‌هاي درمان اچ‌آي‌وي/ايدز، معمولا به بيماران مشاوره مي‌دهند تا بتوانند با مشکلات رواني مرتبط با ابتلا به اين بيماري مقابله کنند.
اگر بيمار به روانشناس يا مشاور دسترسي نداشته باشد، معمولا توصيه مي‌شود که سعي کند با ديگر بيماران مبتلا به اچ‌آي‌وي/ايدز در ارتباط باشد و از تجربه‌هاي آنها استفاده کند.
فردي که با اچ‌آي‌وي مثبت زندگي مي‌کند، به پزشک، روانشناس و متخصص تغذيه نياز دارد، هر کدام از اين گروه‌ها مي‌توانند به اين بيماران کمک کنند تا اين افراد مانند ساير افراد در جامعه زندگي کنند.
رابطه جنسي امن براي جلوگيري از ابتلا به اچ‌آي‌وي/ايدز چيست؟
 به هر دونفري که تماس جنسي دارند، توصيه مي‌شود از کاندوم استفاده کنند. افرادي که تمايل دارند با هم جنس خود باشند نيز بايد از کاندوم‌هاي مردانه و زنانه استفاده کنند.
 رابطه جنسي مقعدي باعث نمي‌شود که ويروس اچ‌آي‌وي/ايدز منتقل نشود. حتي گفته مي‌شود که احتمال انتقال از طريق آميزش مقعدي بيشتر از آلت تناسلي است. بنابراين بايد در هرگونه رابطه مقعدي از کاندوم استفاده شود.
 احتمال انتقال ويروس اچ‌آي‌وي/ايدز از طريق رابطه دهاني با آلت تناسلي وجود دارد، ولي کمتر از انواع ديگر روابط جنسي است. به دليل احتمال انتقال ويروس براي رابطه دهاني با آلت تناسلي نيز بايد از کاندوم استفاده شود.
 به هيچ عنوان نمي‌توان از ظاهر کسي متوجه شد که فرد مبتلا است يا خير. بنابراين هر رابطه جنسي با استفاده از کاندوم خطر ابتلا را به اندازه قابل توجهي کاهش مي‌دهد.
نکات مهم و لازم درباره زندگي کردن با افراد مبتلا به اچ‌آي‌وي/ايدز چيست؟
بهترين مکاني که بيماران مبتلا به اچ‌آي‌وي/ايدز مي‌توانند مورد مراقبت قرار بگيرند، در خانه خود و در ميان افرادي است که آنها را دوست دارند. در سراسر دنيا افراد زيادي با اين بيماري زندگي مي‌کنند و مي‌توانند براي مدت طولاني يک زندگي فعال و پربار داشته باشند.
اگر به عنوان شريک زندگي، خانواده يا دوست با فرد مبتلا به اچ‌اي‌وي/ايدز زندگي مي‌کنيد، نکات زير را در خاطر داشته باشيد:
 به طور مرتب با پزشک فرد مبتلا در ارتباط باشيد تا از آخرين مراحل درمان و مراقبت مورد نياز بيمار مطلع شويد.
 يادتان باشد که ويروس اچ‌آي‌وي از طريق هوا، غذا، آب، قاشق و بشقاب و ليوان، نشيمنگاه توالت، حشرات، حيوانات خانگي و هر چيزي که آغشته به خون، مني، ترشحات واژني يا شير پستان فرد مبتلا نباشد، منتقل نمي‌شود.
 شما از طريق ادرار، مدفوع، استفراغ، آب بيني، بزاق و عرق فرد مبتلا، آلوده به ويروس اچ‌اي‌وي نخواهيد شد مگر آنکه اين موارد به خون بيمار آغشته باشند.
 شما مي‌توانيد به غذا خوردن، لباس پوشيدن و حتي توالت و حمام کردن بيمار کمک کنيد، بدون اينکه خودتان در خطر ابتلا به ويروس قرار بگيريد.
 گرفتن دست، بغل کردن، ماساژ دادن و هرگونه تماس ديگري با فرد مبتلا هيچ خطري براي شما ندارد و حتي براي حمايت عاطفي فرد مبتلا توصيه مي‌شود.
 با توجه به اينکه بيمار مبتلا به به اچ‌اي‌وي/ايدز سيستم ايمني ضعيفي دارد، هميشه يادتان باشد که پيش از تماس با بيمار دستانتان را بشوييد تا باعث انتقال بيماري‌هاي ديگر به او نشويد.
 اگر جايي از بدنتان به خصوص دستانتان زخم يا بريدگي داريد، هنگام تماس با بيمار احتياط‌هاي لازم را انجام دهيد تا خودتان و او را در خطر قرار ندهيد.
 اگر سرماخوردگي يا آنفلوانزا گرفته‌ايد، مدتي از فرد مبتلا به اچ‌اي‌وي/ايدز دور شويد؛ بدن اين بيماران گاهي حتي توان مقابله با يک سرماخوردگي ساده را ندارد.
 تيغ، مسواک، موچين، ناخن‌گير، گوشواره يا هر وسيله ديگري که احتمال آلوده شدن به خون بيمار را دارد، با فرد مبتلا به اچ‌آي‌وي/ايدز به طور مشترک استفاده نکنيد.
 لباس‌هاي بيمار را مي‌توانيد همراه با لباس‌هاي خودتان بشوييد، اما اگر نگران آلودگي آنها به خون يا ديگر مايعات بدن بيمار هستيد مي‌توانيد از آب جوش و سفيدکننده استفاده کنيد.
مهمترين رکن اساسي مرتبط با اچ‌آي‌وي، پذيرش جامعه و خانواده است. اين بيماري فقط از راه تماس جنسي، ترزيق و مادر به نوزاد منتقل مي‌شود. فرد مبتلا بايد به درمان و بازگشت به جامعه تشويق شود. بيماران اچ‌آي‌وي/ايدز نياز به ترحم ندارند، نياز به برخورد يکسان دارند و همه افراد جامعه مي‌توانند در کنترل اين بيماري موثر باشند.




تاریخ: شنبه 27 خرداد 1396برچسب:,
ارسال توسط امید


 

189- انسان میمون مانند چینی

پرموترین انسان زنده که نشانده ارتباط ژنتیکی او با اجداد گذشته بسیار دورش است.




تاریخ: چهار شنبه 14 بهمن 1394برچسب:,
ارسال توسط امید

 

تصاویری خارق‌العاده از سیاره پلوتو

 

شاید بتوان گفت که اکنون ناسا توانسته به بهترین دید از پلوتو دست یابد. اما این تصویر مربوط به این روز‌ها نیست. کاوشگر جدید Horizons حدود 16 گیگابایت تصویر را در ماه جولای ثبت کرده است و این تصاویر با سرعت 1 تا 4 کیلوبایت در ثانیه از سرزمین یخ‌ها به زمین فرستاده شده‌اند و در واقع این تصاویر واقعا غیر قابل باور هستند و اطلاعات بسیاری را از پلوتو در اختیار ما قرار می‌دهند. در واقع این تصاویر بهترین عکس‌های ثبت شده از پلوتو هستند و می‌بایست تا ثبت تصاویر دیگر صبر کنیم.

Tombaugh Regio یک منطقه قلب شکل در پلوتو است که از قابلیت معروفی بهره می‌برد و اکنون ناسا توانسته به بهترین دید از آن نسبت به نیم کره دیگرش دست یابد. گفته می‌شود که سطح این کره از نیتروژن مایع تشکیل شده است.

تپه‌ها، کوه‌های کوچک و غبار اتمسفر در زمان غروب آفتاب چیز‌هایی هستند که در این تصاویر از سرزمین یخ زده ثبت شده‌اند.

همان طور که در تصاویر مشاهده می‌کنید در سطح پلوتو کوه وجود دارد و در واقع این کوه‌ها نیز بسیار زیاد هستند. یخچال‌های طبیعی، کوه‌ها و مه چیز‌هایی هستند که از منطقه Sputnik Planum ثبت شده‌اند.

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/418113




تاریخ: چهار شنبه 14 بهمن 1394برچسب:,
ارسال توسط امید


 

از آب معدنی دماوند تا آبلیموهای شیمیایی و آب میوه های تقلبی: جان یک ملت بازیچه شرکت های جنایتکار

 عصر ایران؛ جعفر محمدی - در هجدهم خرداد 1389 ، جلسه ای در یکی از شرکت های وزارت نفت برگزار شد. دستور کار این جلسه، جمع بندی آزمایش های انجام شده بر روی آب های معدنی/آشامیدنی موجود در بازار بود تا خریدهای وزارت نفت، با توجه به میزان سلامت آب های معدنی انجام گیرد.
چندی نگذشت که صورتجلسه این شرکت در خصوص میزان سالم یا آلوده بودن آب های معدنی/آشامیدنی به بیرون درز کرد: از 21 برند آب معدنی که در آزمایشگاه های مجهز وزارت نفت بررسی شده بودند، تنها 9 برند از نظر سالم بودن مورد تأیید قرار گرفت. "دماوند" یکی از برندهایی بود که طبق آن صورتجلسه تأیید نشده بود.  
در آن زمان، مدیران آب دماوند، در مقام دفاع از خود برآمدند و با استناد به پروانه های بهداشتی و تأییدیه های استاندارد، مدعی شدند که تولیدات شان سالم است و جای هیچگونه نگرانی نیست.
در چنان وضعی انتطار می رفت وزارت بهداشت، به مسؤولیت قانونی خود عمل کند و به عنوان داور ، کیفیت دماوند و دیگر آب های معدنی/آشامیدنی را بسنجد و گزارش آن را به مردم بدهد ولی گویا مسؤولان آن دوران، چندان به سلامت مردم اهمیتی نمی دادند و  ای بسا فکر می کردند این فقط دعوایی است بین وزارت نفت و شرکت دماوند!
 مسؤولان وقت ، نه تنها در این مورد بلکه پیشتر نیز بعد از انتشار اخباری راجع به مرجوع کردن محموله آب دماوند از افغانستان به دلیل سرطان زا بودن نیز سکوت اختیار کردند. خبری که روز هفدهم مهر 1388 در روزنامه اعتماد منتشر شد و البته ما بر صحت و سقم آن اشراف نداریم این بود:
 « پس از آنکه نیروهای ناتو مستقر در افغانستان برای تامین آب شرب مورد نیاز خود با طرف ایرانی وارد مذاکره شدند، مقرر شد شرکت آب معدنی دماوند به عنوان بزرگ ترین تولیدکننده آب معدنی در ایران، آب شرب ناتو را تامین کند. در این راستا اولین محموله هم به افغانستان صادر شد اما پس از مدتی محموله مذکور به دلیل غیربهداشتی و سرطان زا بودن به ایران عودت داده شد. این در حالی است که در این خصوص اطلاع رسانی صورت نگرفت و محموله مذکور به همراه سایر تولیدات آب معدنی دماوند در داخل توزیع و در اختیار مردم قرار داده شد...
اینک اما اتفاق جدیدی در وزارت بهداشت رخ داده است و معروف ترین برند آب بسته بندی ایران، به اتهام توزیع آب آلوده، هم پلمپ شده و هم تحت پیگیرد قضایی قرار گرفته است.
ماجرا نیز از آنجا آغاز شد که وزیر بهداشت، دستور بررسی تمام آب معدنی های موجود در بازار را به سازمان غذا و دارو صادر کرد و نهایتاً اعلام شد که حدود 10 درصد از آب های بسته بندی در بازار ، غیربهداشتی هستند و ملزم به توقف خط تولید و اصلاحات هستند. دماوند یکی از این شرکت ها بود که علیرغم دریافت دستور توقف تولید، همچنان به کارش ادامه داد و آن طور که وزارت بهداشت اعلام کرده ، محصولاتش را که دارای آلودگی میکروبی بودند با "تاریخ قبل از دستور توقف" به بازار عرضه کرد. این جا بود که وزارت بهداشت، نام دماوند را اعلام کرد و از مردم خواست این برند آب معدنی را مصرف نکنند.
در این باره نکاتی چند قابل توجه است:
1 -  در ابتدا باید از وزارت بهداشت و مشخصاً وزیر بهداشت قدردانی کرد که بعد از مدت ها، یکی از دغدغه های اصلی مردم در خصوص سلامت آب های معدنی را مورد توجه قرار دادند. امیدواریم این بررسی ها ، مستمر و بی رحمانه ادامه یابند و مسؤولان سازمان غذا و دارو ، منتظر دستور وزیر برای انجام این وظیفه قانونی نمانند.
از این رو، همچنان منتظر هستیم که این سازمان، در بازه های زمانی تعریف شده ای، گزارش سلامت آب های معدنی/آشامیدنی موجود در بازار را به مردم ارائه دهد.
2 - شجاعت سازمان غذا و دارو در اعلام نام معروف ترین برند آب معدنی ایران ستودنی است. در ایران معمولاً گزارش های این چنینی به ذکر کلیات می گذرد و نامی از متخلفان ( و نه صرفاً متهمان برده نمی شود) ولی این بار خرق عادت شد و مردم امیدوار شدند. با این حال انتظار می رود اعلام نام متخلفانی که منافع مادی خود را بر سلامت جامعه ترجیح می دهند، به عنوان یک روال دائمی در پیش گرفته شود چرا که این کار، خود عامل مهمی در بازدارندگی است.
اگر نام متخلفان اعلام نشود یا به اعلام یکی دو نام بسنده شود، آنگاه خود مسؤولان در مظان اتهامات خاص در محضر افکار عمومی خواهند بود، هر چند که ناوارد باشد.
3 - تنها آب معدنی نیست که مردم را نگران کرده است. چندی پیش ، در عصر ایران خبری منتشر شد مبنی بر این 500 تن آبلیمو که توسط برند مطرح "دستچین" تولید شده بود، در واقع آب لیمو نبود بلکه یک ماده شیمیایی با طعم و رنگ آبلیمو بود. این مایع به حدی خطرناک بود که سازمان حفاظت محیط زیست اعلام کرد معدوم کردنش در طبیعت نیز به محیط زیست آسیب می رساند.
اخیراً هم سازمان تعزیرات حکومتی اعلام کرد که اکثر برندهای آبلیمو و آبمیوه در ایران، صرفاً محصولات شیمیایی هستند که به اسم محصولات طبیعی به مردم فروخته می شوند. 
هم اکنون انواع بیسکویت ها، آب میوه ها، نوشابه ها، لبنیات، کمپوت ها، کنسروها، تن ماهی ها، سوسیس ها و کالباس ها و محصولات دیگر با نشان بهداشت و آرم استاندارد در بازار توزیع می شوند و مردم نگرانند که نکند این محصولات هم - دستکم برخی شان - دچار مشکلات بهداشتی باشند و همانند برخی آب معدنی ها ، مشکلات شان لاپوشانی شود.
از وزارت بهداشت، تقاضای جدی می شود، در یک برنامه ضربتی اولیه ، همه این محصولات را با شجاعت و قاطعیت و البته شفافیت، تحت بررسی قرار دهد و نتایج را اعلام کند و بعد از آن نیز این روند را ادامه دهد. اطمینان بخشی باید به حدی بالا باشد که درج پروانه بهداشتی بر روی یک محصول، خیال مصرف کننده را نه 99 درصد که 100 در صد، آسوده کند.
4 - سازمان ملی استاندارد، باید پاسخ دهد که چگونه آرم بر روی محصولاتی قرار دارد که نه تنها استاندارد نیستند بلکه اساساً چیزی غیر از نامشان هستند. مثلاً یک ماده شیمایی که تنها رنگ و طعمش شبیه آبلیمو یا آب میوه است را به نام محصول طبیعی عرضه می کنند و سازمان استاندارد هم آن را استاندارد اعلام می کند!
به نظر می رسد یکی از ریشه های اساسی مصائب موجود در عرصه تولیدات داخلی، استاندارد نبودن عملکرد سازمان استاندارد ایران است. اگر این سازمان به وظائف خود درست عمل می کرد، این همه شرکت و حتی برندهای مشهور به خود جرأت نمی دادند تحت پوشش آرم استاندارد، محصولات آلوده و غیراستاندارد به مردم عرضه کنند و سلامت جامعه را به سخره بگیرند.
این موضوع ، فقط در خصوص مواد غذایی نیست و درباره محصولات دیگری مانند خودرو نیز صادق است. به عنوان مثال، اگر سازمان استاندارد، کامیون های چینی "هوو" را که به علت نقص فنی در سیستم ترمزهایشان صدها ایرانی را به کام مرگ فرستادند، تأیید نمی کرد یا اگر به خودروی تاریخ مصرف گذشته ای مانند پراید، تأییدیه استاندارد نمی داد، سایپا نمی توانست برای سال ها خود را پشت نام استاندارد پنهان کند و این ارابه مرگ را به مردم بفروشد و هزاران فاجعه را رقم بزند.
از این رو، بازبینی ساختار و عملکرد سازمان استاندارد به عنوان یک الزام گریز ناپذیر باید در دستور دولت و مجلس قرار گیرد و الّا اگر این نهاد نظارتی همچنان با وضعیت اسفناک کنونی به کار خود ادامه دهد، باید منتظر فجایع بیشتری باشیم.
5 - از قوه قضائیه به عنوان نهادی که حافظ جان و مال مردم است انتظار می رود، با قاطعیت بیشتری وارد این پرونده شود اجازه ندهد برخی مناسبات ناسالم و سودجویی های جنایتکارانه، جان و مال مردم را در سطحی چنین گسترده به خطر بیندازند. محاکمه علنی و محکومیت سنگین و عبرت آموز چند تن از این اشخاص و شرکت های بی مسؤولیت، می تواند به طور جدی بازدارنده و اطمینان آفرین باشد. 
اگر مجرمی مانند یک کیف قاپ یا زورگیر با به جان خریدن خطر و پذیرفتن بدنامی اقدام به جنایت می کند و هر بار ، یک نفر را قربانی می کند و آسیب مالی به او می زند، این مجرمان در لباس انسان های محترم، هر روز نه فقط مال که جان مردم را می گیرند و نه فقط یک نفر که مردم یک کشور را قربانی می کنند. 
مردم چشم انتطار دستگاه عدالت هستند.منبع:http://www.asriran.com/fa/news/




تاریخ: چهار شنبه 14 بهمن 1394برچسب:,
ارسال توسط امید


 

 

قتل به خاطر یک نگاه

او ماجرا را این‌طور توضیح داد: «صبح روز حادثه بهروز - مقتول- را که در همسایگی ما زندگی می‌کرد، دیدم و به همدیگر نگاه کردیم، بهروز از این مسئله ناراحت شد و به من گفت چه حقی داری به من نگاه کنی. این درگیری با چند حرف رکیک تمام شد. بعدازظهر وقتی داشتم به خانه برمی‌گشتم، دیدم بهروز و دوستانش در کوچه منتظرم هستند. دو نفر دیگر هم که همراه بهروز بودند از کسانی بودند که آنها را می‌شناختم و بچه محل ما محسوب می‌شدند. آنها به حمایت از بهروز وارد درگیری شدند، سه نفری مرا می‌زدند و من هم برای اینکه جلوی ضربات را بگیرم با پیچ‌گوشتی‌ای که دستم بود به او حمله کردم و ضربه‌ای زدم که متأسفانه باعث مرگش شد».

منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/532515

ماجرای رانت در واردات روغن پالم

با توجه به اینکه  قیمت  روغن پالم ارزان تر و میزان اشباع اسید چرب آن بالاتر است توصیه بر محدود شدن مصرف آن است.
دیناروند گفت: صنایع قنادی، شیرینی، شکلات، بستنی ها و روکش بستنی از مواردی است که به مصرف روغن پالم نیاز دارد و از آنجا که روغن پالم به این صنایع نرسیده است از انجمن روغن و وزارت جهاد کشاورزی درخواست کردیم مجوز واردات ۱۷۰ هزار تن روغن پالم برای صنایع غذایی در اولویت باشد.
وی با بیان اینکه ۲۵۰ هزار تن هم در صنعت روغن برای تولید روغن های خانوار نیمه جامد و سرخ کردنی نیاز داریم، افزود: واردکنندگان نمی توانند از یک قسمت به قسمت دیگر کمک کنند، ترجیح ما این است روغن پالم در صنایع غذایی مصرف شود زیرا درصد استفاده این روغن کم است یعنی در شیرینی، شکلات و بستنی ممکن است از روغن پالم به اندازه ۲ درصد استفاده شود اما در در روغن های خوراکی ممکن است تا ۶۰ درصد از روغن پالم استفاده شود.

منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/532527

پشت واگذاری غیر قانونی آلومینیوم هرمزگان چه کسی است!

واگذاری شرکت های آلومینیوم المهدی و هرمزال به بخش خصوصی در روزهای اخیر در کشور سر و صداهای زیادی را به پا کرده است؛ چرا که برخی از نماینده های مجلس معتقدند که این کارخانه ها خیلی کمتر از قیمت واقعی به افرادی واگذار شده است و برخی دیگر معتقدند که در واگذاری این دو شرکت تخلفات قانونی متعدد شکل گرفته است .شرکت هایی که اغلب سهام آن متعلق به ایمیدرو است. از کل سهام آلومینیوم المهدی، ایمیدرو 77 درصد سهام داشت و 23 درصد سهام غیردولتی بود، اما موضوع کارخانه هرمزال کمی متفاوت است؛100 درصد سهام متعلق به ایمیدرو می باشد. 
نمایندگان استان هرمزگان: هیأت واگذاری باید در قیمت‌گذاری عدالت را رعایت می‌کرد، اما در عمل، قیمت فروش این کارخانه 430 میلیارد تومان ارزانتر از نرخ کارشناسی شده بوده است.
وی افزود: کارخانه‌ای که 3 هزار میلیارد تومان برای احداث آن پول می‌خواهد، با 10 درصد قیمت واگذار شده و در دو مرحله به مزایده گذاشته شد که مشتری نداشته و بعد از طریق مذاکره به قیمت ارزان 140 میلیارد تومان،10 درصد نقدی و بقیه ظرف 7 سال قسطی و به میزان 430 میلیارد تومان زیر قیمت کارشناسی فروخته‌اند.
در حالی که موجودی شمش آلومینیوم و ضایعات در کارخانه حداقل 600 میلیارد تومان می‌ارزد که فقط 150 تا 200 میلیارد تومان ضایعات کارخانه ارزش دارد و قابل فروش است، اما این کارخانه بسیار ارزان فروخته شده است.
این کارخانه در حال حاضر 300 میلیارد تومان بدهی برق به استان هرمزگان دارد، اما عده‌ای آشنا به امور هستند که از قصد سعی داشتند کارخانه را ضعیف نشان دهند و آن را به زیان‌دهی و ورشکستگی بکشانند یا برخی سهام کارخانه‌ها را ضعیف نشان دهند و بعد که خودشان به حداقل قیمت خریداری کردند، آن را به سوددهی برسانند.

عضو کمیسیون صنایع و معادن مجلس در مورد اینکه مگر قرار نیست همه درآمدهای دولت و پرداخت‌ها از طریق خزانه باشد و چرا در قرارداد فروش کارخانه دولتی مقرر شد، خریدار شمش‌ها را بدون واریز پول به خزانه به فروش برساند و به بدهی کارخانه را بپردازد، گفت: حرف ما همین است که این کار یعنی تخلف است و چه ضرورتی دارد که از روش‌های غیرقانونی در فروش اموال دولت که متعلق به بیت‌المال است استفاده شود، این قرارداد ایراد دارد.
متأسفانه بعد از واگذاری‌ها هیچ نظارتی نمی‌شود و خریدار اولین کار که انجام می‌دهد، کارگران را اخراج کرده و مشکل اجتماعی برای شهر ایجاد می‌کند و هیچ تعهدی نسبت به شاغلان ندارند و بهره‌وری هم افزایش نمی‌یابد، بلکه معمولاً زمین کارخانه‌ها را قطعه قطعه کرده و می‌فروشند.
در جریان واگذاری ها باید همه چیز شفاف باشد و قیمت ها به صورت واقعی باشد؛ یعنی اینکه به طور مثال اگر چیزی قرار است واگذار شود و قیمت واقعی آن برای مثال اگر یک میلیارد تومان است باید به یک میلیارد تومان فروخته شود نه یک میلیون تومان.
در حال حاضر کل مجموعه هرمزگان و مردم منطقه از این اقدام دولت گلایه دارند و واقعا ناراحت هستند.
این معامله از سر تا پا دارای اشکال است، اولا نحوه واگذاری شفاف نیست، خریداران معلوم نیست چه کسانی هستند و چه منظوری دارند، و قیمت تعیین شده برای کارخانه بسیار پایین تر از قیمت واقعی آن است، به طوری که ارزش ضایعات این کارخانه تقریبا دو برابر قیمت تعیین شده برای کل مجموعه است.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/532473

درمان انسداد عروق قلبی با سلول های بنیادی

طبق یافته اخیر دانشمندان می توان استفاده از سلول های بنیادی را جایگزین عمل قلب باز در درمان بیماری انسداد عروق قلبی نمود.
بیماری های قبلی یکی از دلایل اصلی مرگ مردم جهان به شمار می شود. رایج ترین نوع بیماری های قلبی نیز بیماری عروق کرونر قلب است. این بیماری زمانی رخ می دهد که رگ های خونی قلب شروع به ساخت پلاک می کنند. سیگار کشیدن، دیابت، چاقی مفرط و فشار خون بالا می تواند از عوامل به وجود آورنده و تشدید کننده این بیماری باشد.
در حال حاضر تنها درمان ماهیچه های قلبی تخریب شده، عمل قلب باز است که در برخی موارد نیز به پیوند قلب منجر می شود. اما پیدا کردن شخص مناسب برای پیوند قلب کار بسیار دشواری است بنابراین به نظر می رسد که برای درمان این بیماری نیاز به استراتژی های درمانی جدید به عنوان یک ضرورت به نظر می رسد.
سلول های بنیادی برای پر کردن این خلا پتانسیل بسیار بالایی دارند. این سلول ها، سلول هایی هستند که در ابتدا عضوی از سلول های تخصصی (مانند سلول های قلب) نیستند اما رفته رفته به سلول های تخصصی بدن انسان از جمله سلول های قلبی و مغزی تبدیل می شوند.
محققان در آزمایشگاه با استفاده از آنها بافت هایی می سازند که می توان از این بافت ها برای جایگزینی عضلات و ماهیچه های تخریب شده استفاده کرد. علاوه بر این سلول های یاد شده در درمان های سلولی نیز بسیار موثر هستند.
محققان سلول های قلبی را به درون قلب تزریق می کنند و به این ترتیب قلب با استفاده از آنها فرصت سازمان دهی دوباره می یابد. هم اکنون در یکی از آزمایش های بالینی محققان سلول های بنیادی بیمار مبتلا به حمله قلبی را دوباره به قلب او تزریق می کنند. این کار به منظور کاهش بافت های اسکار و ترویج بازسازی قلب انجام می شود.

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/417892




تاریخ: چهار شنبه 14 بهمن 1394برچسب:,
ارسال توسط امید

پیدایش حیات، ظهور و تکامل انسان(5)

 

مرحله پنجم پیدایش حیات

ویروس‌مانندها

      کاهش تدریجی مواد غذایی آزاد، و تکامل نوکلئوپروتئین‌ها، جریان اوضاع را به صورت دیگری تغییر داد. چون مواد غذایی تدریجا" کاهش یافتند، تنازع بقا میان نوکلئوپروتئین‌ها به خاطر به دست آوردن آن‌ها، تشدید شد. از میان جهش‌هایی که قدرت تنازع را زیاد کردند ممکن است جهش مربوط به افزایش درجه همبستگی ملکول‌ها به یک‌دیگر (یا درجه چسبندگی مولکول‌ها) بوده باشد. موادآلی دارای سازمان پیچیده عموما" خاصیت چسبندگی دارند و هرکس که یک بار تخم‌مرغ، گوشت، کله‌پاچه یا سریشم را دست زده باشد به این نکته توجه یافته است. ملکول‌های جدید نوکلئوپروتئین بسیار چسبنده هستند و تغییراتی که بر اثر جهش در آن‌ها روی داده است، ممکن است که این خاصیت را به درجات گوناگون در آن‌ها تقویت کرده باشد. بنابراین، چنان‌که در بالا اشاره شد، بعضی از نخستین نوکلئوپروتئین‌ها، صاحب خاصیت چسبندگی و تولید توده‌های مولکولی شدند.

      احتمال می‌رود که این‌گونه توده‌های مولکولی توانسته باشند، به نوبه خود، قشری از مواد غذایی به دور خود جمع کنند. چنین قشری که مرکب از غذاهای آماده برای تغذیه مولکول‌های توده بود، در دسترس مولکول‌های آزاد قرار نداشت. هر جهشی که، در نتیجه تاثیر اوضاع محیط، درجه‌ی چسبندگی مولکول‌ها را زیاد می‌کرد، خود امتیازی به نفع توده‌های ملکولی بود و چنین جهش‌هایی بودند که تکامل توده‌های متنوع نوکلئوپروتئین‌ها را پیش بردند. با این روش سرانجام ویروس‌مانندها به وجود آمدند.

      در حال حاضر، ویروس‌ها توده یک‌پارچه‌ای از ملکول‌های نوکلئوپروتئین هستند که در قشر نازکی از مواد پروتئینی محصورند. تولیدمثل و جهش و تکامل ویروس‌ها وضع خاصی دارد. ویروس‌های کنونی به حدی به نخستین ویروس‌ها (ویروس‌مانندها) شباهت دارند که امکان دارد از جانشینان مستقیم آن‌ها باشند. همه‌ی ویروس‌های کنونی انگل‌اند. یعنی تنها هنگامی آثار حیاتی بروز می‌دهند که در پیکر جانوران یا گیاهان زنده دیگر به سر برند. ویروس‌ها در خارج از بدن موجودات زنده دیگر، موادشیمیایی بی‌اثری بیش نیستند و قدرت تولیدمثل ندارند.

      به‌علت زندگی انگلی‌داشتن ویروس‌های کنونی، بیش‌تر زیست‌شناسان درباره‌ی اشتقاق آن‌ها از ویروس‌مانندها مردد هستند و بر این عقیده‌اند که ویروس‌های کنونی جانشینان انحطاط یافته موجودات زنده‌ای هستند که از نظر خواص حیات پیش‌رفته‌تر از شبه ویروس‌ها بوده‌اند. ممکن است این نظر درست باشد ولی یقین نیست. گیاهان و جانورانی که میزبان ویروس‌های کنونی هستند، درست به همان‌گونه غذا در دسترس این انگل‌ها می‌گذارند که در اقیانوس غذا در دسترس ویروس‌‌مانندها قرار داشت. اگر ویروس‌مانندها را از اقیانوس محتوی غذای لازم جدا می‌ساختند، مسلما" به توده‌های شیمیایی بی‌اثر و فاقد قدرت تولید مثل تبدیل می‌شدند. درست به همان‌گونه که حیوانات کنونی میزبان ویروس‌های انگل هستند، اقیانوس‌اولیه نیز میزبان ویروس‌مانندها بود. هنگامی که اندوخته‌ی‌ غذایی اقیانوس‌اولیه کاهش یافت، ممکن است که شبه ویروس‌ها منبع غذایی دیگری در بدن موجودات زنده دست و پا کرده باشند. احتمال دارد که ویروس‌مانندهای اولیه بدین روش به سوی زندگی انگلی سوق داده شده باشند و در نتیجه از اجداد ویروس‌های کنونی به شمار می‌روند.

 

سلول

      مرحله ویروس‌مانند هنوز مرحله ظهور جان‌داران حقیقی نبود، درست به همان‌گونه که ویروس‌های کنونی در حد واسط میان جان‌داران و مواد بی‌جان قرار دارند. روش توده‌شدن مولکول‌ها که سبب پیدایش ویروس‌مانندها شد، ممکن است موجب ظهور جان‌داران حقیقی نیز شده باشد. چنان‌که نوشتیم نخستین ویروس‌مانندها عبارت بودند از توده‌ی مولکول‌های نوکلئوپروتئینی که در قشر نازکی از پروتئین محصور بودند. احتمال دارد که جان‌دار حقیقی در نتیجه‌ی جمع‌شدن مواد دیگری، علاوه بر پروتئین‌ها، به دور هسته‌ی نوکلئوپروتئینی ظاهر شده باشند. حتا ممکن است که بعضی از توده‌ها موفق شده باشند که خود را در لایه‌ی ضخیم‌تری مرکب از مواد غذایی گوناگون کانی و آلی هم‌راه مقداری آب محصور سازند. نخستین سلول ممکن است بدین روش تکوین یافته باشد: "هر سلول قطره‌ای میکروسکپی مرکب از مواد گوناگون موجود در اقیانوس‌اولیه بود که پرده‌ی نازکی آن را از خارج محدود می‌کرد و یک یا چند توده‌ی ملکولی نوکلئوپروتئین در میان داشت". بدیهی است که این سلول‌ها همه‌ی خواص ویروس‌مانندها را داشتند، یعنی می‌توانستند موادخام را از اقیانوس بگیرند و به خاطر نوکلئوپروتئین خود تولیدمثل کنند، جهش یابند و تکامل کنند. اما قرار داشتن موادشیمیایی گوناگون در اطراف توده‌ی نوکلئوپروتئینی می‌بایست قاعدتا" خواص تازه‌ای در آن‌ها به وجود آورده باشند. مجموع این خواص، چه نو، چه کهنه، در یک قطره میکروسکپی متمرکز شد و چیزی به ظهور رسانید که به نام "جان‌دار" می‌شناسیم. بدین روش و با پیدایش نخستین سلول‌ها، متجاوز از سه میلیارد سال پیش، مرز میان جان‌دار و بی‌جان پشت سر گذاشته شد، و از آن پس زمین صاحب موجوداتی شد که به راستی زنده بودند. این‌ها موجودات زنده‌ی تک سلولی بودند.

 

فعالیت‌های حیاتی سلول

      اکنون باید دید که خواص تازه‌ی این موجودات تک سلولی چه بوده است، یکی از این خواص، که اهمیت قاطعی بر سایر خواص داشت، فرایند تخمیر1 (تنفس بی‌هوازی) بود. بدین معنی که سلول می‌توانست بخشی از غذاهای درون خود را به منزله‌ی منبع انرژی به کار برد.

      چنان‌که می‌دانیم وقتی که دو ملکول A و B با هم ترکیب شوند تا مولکول سومی (B-A) به وجود آورند، دست‌کم یک اتم ملکول A به یک اتم ملکول B متصل می‌شود. این اتصال، دو ملکول A و B را به صورت ملکول بزرگ‌تر (B-A) در می‌آورد. برای وقوع چنین واکنشی، مقداری انرژی از خارج لازم است، بدین صورت:

(B-A)                                 انرژی+  A+B

      وقتی که ملکول بزرگی به دو ملکول کوچک‌تر تجزیه می‌شود، دست کم یک اتصال گسیخته می‌شود و انرژی آن آزاد می‌گردد:

 

انرژی+ A + B                                  (B-A)

 

      اگر اوضاع مناسبی در حول این تجزیه فراهم باشد، انرژی آزاد شده از گسیختن اتصال، ممکن است به کار ترکیب جدیدی بیاید. این چیزی است که در بدن موجودات زنده همواره روی می‌دهد بنابراین در نتیجه‌ی تجزیه یک ملکول به گروه‌های اتمی کوچک‌تر یا حتا با اتم‌های آزاد، مقداری از انرژی شیمیایی مولکول آزاد می‌گردد. مولکول‌های آلی، بخصوص، منابع سرشاری از انرژی شیمیایی هستند و این‌گونه مواد از اجزای سازنده‌ی سلول‌ها بوده‌اند. تجزیه‌ی شیمیایی مواد غذایی درون سلول ممکن است به تخمیر انجامیده باشد و سلول‌ها توانسته باشند از آن راه انرژی به دست آورند.

      یکی از محصولات تخمیری کربن‌دی‌اکسید (2CO) بود و در حال حاضر نیز تخمیر چنین محصولی دارد. با آغاز شدن فرایند تخمیر، کربن‌دی‌اکسید بیش‌تری تولید شد و در آب اقیانوس وارد گشت. بخشی از کربن‌دی‌اکسید در آب اقیانوس حل شد و بقیه وارد اتمسفر شد. حاصل آن‌که گازی در اتمسفر شروع به جمع شدن کرد، که قبلا" به مقدار قابلی در آن موجود نبود. چنان‌که می‌بینیم از طریق فعالیت‌های زیستی، اوضاع فیزیکی زمین شروع به تغییر کردن نمود.

      کربن‌دی‌اکسید موجود در اتمسفر، مانعی برای رسیدن اشعه‌ی پرانرژی خورشید به سطح زمین است. تجمع تدریجی این گاز در اتمسفر اولیه سبب شد که از رسیدن بعضی از اشعه‌ی پرانرژی خورشید به سطح زمین ممانعت به عمل آید.

      چنان‌که خواهیم دید، وجود کربن‌دی‌اکسید در محیط، خود به روش دیگری سبب رشد و تکامل بعدی ماده‌ی زنده شد.

      ظهور این قابلیت در سلول‌ها یعنی پیدا شدن قدرت به دست آوردن انرژی از مواد درون خود، باعث وقوع بعضی از فرایندهای انرژی‌زا شد. از این همه‌ی واکنش‌هایی که به ترکیب مواد یا مبادله‌ی اتم‌ها میان مواد یا تغییر ترتیب اتم‌های مواد می‌انجامید و پیش‌تر منحصرا" در پهنه‌ی اقیانوس‌ها صورت می‌گرفت، درون سلول انجام گردید. از این گذشته چون اجزای لازم برای واکنش‌های گوناگون همه گردهم و درون سلول فراهم بودند، به علاوه پروتئین که به منزله‌ی آنزیم برای تسریع واکنش‌ها به کار می‌رفت نیز مستقیما" در دسترس سلول بود، واکنش‌‌ها سریع‌تر و مطمئن‌تر صورت گرفتند و از آن‌جا که انرژی پیوسته در داخل سلول تولید می‌شد، واکنش‌ها بدون نیاز به تخلیه الکتریکی یا اشعه‌ی پرانرژی خورشید انجام گرفتند.

      حاصل آن‌که سلول توانست نه تنها نوکلئوپروتئین بسازد بل‌که همه‌ی مواد آلی پیچیده را نیز پس از جذب موادخام از اقیانوس، تهیه کرد. این محصولات سلولی درون آن جمع شدند و به ابعادش افزودند و به رشد سلول انجامیدند.

      سرانجام فعالیت‌های گوناگون سلولی با احتیاجات زمان و مکان، هماهنگ شد و چنان‌که بعدا" خواهیم دید، نوکلئوپروتئین‌های درون سلول، اثر مهمی در کنترل این فعالیت‌ها پیدا کردند. به علت وجود نوکلئوپروتئین‌ها و تاثیر آن‌ها در فعالیت‌های سلولی، سلول‌ها توانستند، علی‌رغم اوضاع متغیر محیط، همواره در حالت پایداری به سربرند. در حال حاضر بعضی از نوکلئوپروتئین‌های سلول، علاوه بر کارهایی که سابقا" داشتند، یعنی علاوه بر تامین رشد و تکامل سلول، به کار اداره و تنظیم فعالیت‌های سلول نیز می‌آیند. این نوکلئوپروتئین‌های نو همان ژن‌ها هستند. نوکلئوپروتئین‌های آزاد اقیانوس‌اولیه، نه تنها اخلافی (جانشینان) به صورت ویروس‌های کنونی تولید کردند بل‌که موجد (به وجود آوردن) ژن‌ها که در سلول‌های پیکر همه موجودات زنده وجود دارند، نیز شدند.

      نتیجه آن‌که سلول‌های اولیه می‌توانستند تخمیر کنند و به ترکیب کردن مواد به پردازند، رشد کنند و تقسیم شوند و حالت پایدار خود را هم‌چنان حفظ کنند. از این گذشته می‌توانستند مستقلا" تغذیه کنند و نوکلئوپروتئین‌هایی به وجود آورند که جهش و تکامل یابند. این قابلیت‌ها را برروی هم به نام آثار حیاتی می‌شناسیم.

      احتمال دارد که در هر یک از نخستین سلول‌ها، تعدادی توده‌های نوکلئوپروتئینی محتوی ژن، بیش از یکی بوده است. در اخلاف بعضی از این سلول‌ها توده‌ها پراکنده و بی‌نظم قرار گرفتند. این وضعی است که در حال حاضر در سلول‌هایی مانند باکتری‌ها که هنوز صورت اجدادی دارند دیده می‌شود. –شناخت حال کلید درک گذشته را در اختیار ما قرار می‌دهد- اجداد باکتری‌های کنونی نیز مانند اجداد ویروس‌های کنونی به درستی معلوم نیستند ولی باکتری‌های کنونی، از نظر ساختمان و فعالیت‌های حیاتی، بسیار شبیه چیزی هستند که ما نخستین سلول‌ها را بدان صورت می‌پنداریم و این نخستین سلول‌ها ممکن است اجداد باکتری‌های کنونی باشند.

      در گروه دیگری از نخستین سلول‌ها، توده‌های نوکلئوپروتئینی پراکنده باقی نماندند بل‌که به صورت سازمان واحدی به نام هسته گردهم آمدند. نخستین سلول‌های واجد هسته‌ی مستقل محتوی ژن، احتمالا" اجداد بسیاری از انواع سلول‌های کنونی بودند.

ادامه دارد



1 - تخمیر عملی است که طی آن موجود زنده مواد مختلف را تجزیه کرده و به مواد ساده‌تر تجزیه می‌کند حاصل این عمل مقداری انرژی است که جان‌دار از آن استفاده می‌کند. مهم‌ترین تخمیرها تخمیر قند است. عامل تخمیر نیز مخمر آب‌جو است. که یک جان‌دار تک سلولی است. در عمل تخمیر مواد قندی توسط مخمر آب‌جو تجزیه شده و تولید‌ انرژی و گاز کربن‌دی‌اکسید و الکل می‌نماید و موجود زنده از این انرژی برای تولید‌ ترکیبات تازه استفاده می‌کند و دیگر احتیاجی به اشعه‌ی پر انرژی خورشید ندارد. مخمر قند یا گلوکز را طبق واکنش زیر تخمیر کرده و از آن انرژی به دست می‌آورد:

             انرژی + OH5H6C2+2CO     مخمر + 6O12H6C

 




تاریخ: چهار شنبه 14 بهمن 1394برچسب:,
ارسال توسط امید


 

 

ازدواج دختر زیر ۱۰ سال در قزوین

در شرایط کنونی جامعه روند رشد کودکان در مدارس واجتماع به گونه ای است که اصولا دختران بعد از رسیدن به سن 19 سالگی و بعد از گذراندن دوره دبیرستان و پسران بعد از سن 22 سالگی آمادگی نسبی برای ازدواج را دارند و بر اساس آمارها در کشور نیز بیشتری آمار ازدواج در بین دختران در سنین 18 تا 25 سالگی و در پسران بعد از 23 سالگی است.
سال گذشته در قزوین بیش از 920 دختر در گروه سنی 10 تا 14 سال ازدواج کرده اند.
البته در این مدت ازدواج 1 دختر زیر 10 سال نیز به ثبت رسیده است.
منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/532472

معیشت مردم با توافق دگرگون نمی‌شود

وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی، گفت:در مورد مذاکرات هسته‌ای نباید فکر کنیم که خیلی اتفاق خاصی افتاده است و فردا مردم از مسئولان توقعات سطح بالایی داشته باشند و فکر کنند که قرار است معیشت مردم دگرگون شود.

منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/532506




تاریخ: چهار شنبه 14 بهمن 1394برچسب:,
ارسال توسط امید


 

 

 

مرحله سوم پیدایش حیات

      وقتی که امر اتصال کربن‌ها به یک‌دیگر آغاز شد، هم‌چنان ادامه یافت و از میان موادی آلی ساخته شده، بعضی مواد با یک‌دیگر و با مواد غیرآلی ترکیب شدند و ملکول‌های پیچیده‌تر به وجود آوردند.

      از میان مواد آلی که با یک‌دیگر ترکیب شدند، یکی قندها بودند. نتیجه‌ی ترکیب شدن آن‌ها پیدایش یک سلسله مولکول‌های بزرگ‌تر شد که رشته‌های دراز کربن را شامل بودند. بعضی از پلی‌ساکاریدها که بدین طریق ساخته شدند بسیار فراوان هستند. مثلا" نشاسته، سلولز، گلیکوژن، از پلی‌ساکاریدهایی هستند که هر یک از 12 ملکول قند یا بیش‌تر از آن ترکیب یافته است. ظهور پلی‌ساکاریدها در آغاز امر برای پیدایش ماده  زنده اهمیت اساسی داشت زیرا چنان‌که خواهیم دید، پلی‌ساکاریدها از مواد ساختمانی بسیار خوب و از منابع عالی انرژی برای واکنش‌های شیمیایی هستند و در حال حاضر نیز به همین منظورها به کار می‌روند.

      در سلسله واکنش‌های دیگر، گلیسرین، با اسید چرب ترکیب شد و چربی‌ها را به وجود آورد. این مواد نیز از مواد عالی انرژی‌زا هستند و از نظر سازندگی بهتر از پلی‌ساکاریدها هستند.

      از مهم‌ترین ترکیبات جدید، پروتئین‌ها بودند. پروتئین‌ها از اسیدهای‌امینه‌ای که به صورت پیچیده‌ای به یک‌دیگر اتصال دارند، ساخته شده‌اند. ملکول‌های بی‌شماری از اسیدهای‌امینه (یکصد هزار ملکول یا بیش‌تر) ممکن است برای ساختن پروتئینی گرد هم‌آیند. الگوی هندسی چنین ماده‌ای ممکن است بی‌نهایت متغیر باشد. حاصل آن‌که نه تنها پروتئین‌ها بزرگ‌ترین ملکول‌ها را به وجود آوردند بل‌که شامل متنوع‌ترین ملکول‌ها نیز بودند.پروتئین‌ها به سبب تنوع و پیچیدگی فراوانی که دارند از مناسب‌ترین ماده‌ی ساختمانی ماده‌ی زنده نیز هستند.

      فراوانی‌ پروتئین‌ها از نظر دیگر، واجد اهمیت فراوان بود، زیرا بعضی از پروتئین‌ها توانستند واکنش‌های شیمیایی میان مولکول‌های دیگر را تسریع کنند. شیمیدان‌ها برای تسریع واکنش‌های شیمیایی، روش‌های بسیار می‌شناسند. مثلا" گرما یکی از عوامل تسریع‌کننده است. ولی بعضی از واکنش‌ها بدون تاثیر گرما و تنها با افزودن موادی به نام کاتالیزگر یا کاتالیزور تسریع می‌شوند. بسیاری از پروتئین‌ها مانند کاتالیزگر عمل می‌کنند. پروتئین‌های کاتالیزگر را آنزیم (دیاستاز) می‌نامند. بنابراین با پیدایش پروتئین‌ها، سرعت واکنش‌ها در اقیانوس‌های اولیه زیاد شد و از همان آغاز تا کنون «حیات تابع واکنش‌هایی شد که توسط آنزیم‌ها تسریع می‌گردند.»

      گروه دیگر ملکول‌های پیچیده، که در تنوع و درجه‌ی پیچیدگی دست کمی از پروتئین‌ها نداشتند، ملکول‌هایی بودند که از پیریمیدین‌ها و پورین‌ها ساخته شده بودند. این دو ماده با دو نوع ماده دیگر ترکیب شدند: یکی از دو ماده‌ی اخیر یک قند 5 کربنی، و ماده‌ی دیگر فسفات بود. (فسفات از مواد کانی است که در آن ایام و نیز در حال حاضر همواره در اقیانوس‌ها موجود بوده و هست). حاصل آن‌که دو نوع ماده‌ی مرکب بسیار پیچیده به وجود آمد:

      یکی «پورین- قند- فسفات» و دیگری «پیریمیدین- قند- فسفات»، هردوی، این مواد را نوکلئوتید می‌گویند. صدها و هزارها ملکول نوکلئوتید با هم ترکیب شدند و ملکول‌های بی‌نهایت پیچیده‌ی اسیدهای‌نوکلئیک را ساختند.

      واکنش‌های شیمیایی سومین مرحله پیدایش حیات را می‌توان چنین خلاصه کرد:

     قند +

     اسید چرب + گلیسرین                                                       چربی  

     اسیدامینه + اسیدامینه                                                          پروتئین

     (پورین، پیریمیدین) + قند و فسفات                                    نوکلئوتید

     نوکلئوتید + نوکلئوتید                                                       اسیدهای نوکلئیک

 

مرحله چهارم پیدایش حیات

      فرایندهای تدریجی تولید ترکیبات گوناگون شیمیایی هم‌چنان ادامه یافت و ملکول‌هایی از پلی‌ساکاریدها، چربی‌ها، پروتئین‌ها و اسیدهای نوکلئیک به طرق گوناگون با هم ترکیب شدند. از میان ملکول‌های بسیار پیچیده‌ای که از این واکنش‌ها حاصل شد، نوکلئوپروتئین‌ها بودند که ترکیباتی هستند از اسیدهای نوکلئیک و پروتئین‌ها، نوکلئوپروتئین‌ها بزرگ‌ترین و پیچیده‌ترین ملکول‌های شناخته شده هستند.

 

تولید مثل

      شواهد موجود نشان می‌دهد که نوکلئوپروتئین‌ها، طی تاریخ تکامل خود، صاحب خواص بسیار مهمی شدند. مهم‌ترین این خواص عبارت از این بود که بعضی از ملکول‌های نوکلئوپروتئین می‌توانستند همانند خود را بسازند. به عبارت دیگر قدرت تولید مثل داشتند.

      این‌که ملکول بتواند همانند خود را بسازد، امری خیالی و غیرعملی می‌نماید و حال آن‌که وقتی فرایند همانندسازی را با دقت مطالعه کنیم، مسئله‌ای کاملا" عملی به نظر می‌رسد و تجسس‌های کنونی انسان‌ها پرده را از روی این راز برداشته‌اند.

      برای ساختن همانند چیزی، ابتدا باید اجزای ساختمانی آن چیز آماده شود، سپس آن اجزا را به صورتی با‌ هم جور کنند که نظیر الگوی نخستین گردد. بنابراین اگر باید ملکولی نوکلئوپروتئین ساخته شود، ابتدا وجود ملکول‌های قند و اسیدامینه و فسفات و پورین و پریمیدین لازم می‌آید. این اجزای سازنده‌ی نوکلئوپروتئین در اقیانوس‌اولیه به وفور موجود بودند. بخشی از این مواد، نخستین ملکول‌های نوکلئوپروتئین را به وجود آوردند و بقیه برای ساختن همانندهای نخستین ملکول‌ها به کار رفتند. بنابراین تولید ملکول نوکلئوپروتئین عبارت می‌شود از مرتب شدن اجزای موجود به صورت ملکول بزرگی که همانند ملکول اصلی است.

      نوکلئوپروتئین‌ها ملکول‌هایی بزرگ و دراز و رشته ماننداند که یکی از خواص آن‌ها این است که هر بخش سازنده‌ی مولکول، میل ترکیبی با بخش آزاد نظیر خود، که در محیط موجود است، دارد. حاصل آن‌که اگر همه‌ی اجزای ساختمانی یک ملکول نوکلئوپروتئین در حول آن موجود باشد، هر جزیی به جزء همانند خود در طول ملکول متصل می‌شود و مجموع اجزای متصل شده به ترتیبی قرار می‌گیرند که آن ترتیب در ملکول قبلی بوده است. بنابراین ساخته شدن یک ملکول جدید هنگامی پایان می‌پذیرد که اجزای گرد‌آمده به صورتی «صحیح» به هم متصل شوند.

      میلیون‌ها سال طول کشید تا در نتیجه‌ی ترکیب قند و فسفات و پیریمیدین و پورین، نوکلئوتید به وجود آمد و سپس بر اثر ترکیب نوکلئوتیدها اسیدهای نوکلئیک ساخته شدند. و در نتیجه‌ ترکیب اسیدهای‌امینه، پروتئین‌ها پیدا شدند و سرانجام بر اثر ترکیب پروتئین‌ها و اسیدهای نوکلئیک، نوکلئوپروتئین‌ها ظاهر گشتند. هنگامی که نخستین ملکول‌های نوکلئوپروتئین ساخته شدند، به عنوان الگو در تولید ملکول‌های دیگر، ولی سریع‌تر، به کار رفتند. هر ملکول نوکلئوپروتئین که در آغاز با کندی بسیار پیدایش می‌یافت، برای به وجود آمدن مولکول‌های نو در حکم «دستور تهیه» بود. به کمک این دستور تهیه قندها و اسیدهای امینه و پورین‌ها و پیریمیدین‌ها و اسیدهای فسفریک و غیره به وضعی مناسب به یک‌دیگر متصل شدند و یک‌جا و به طور مستقیم ملکول‌های نو ساختند.

      از آن پس معنی درست تولید مثل چنین شد: «گرد آمدن سریع مواد ساده‌ی خام، برطبق الگویی از مدل قبلی، برای به وجود آوردن همانند آن» در امر تولید مثل موجودات زنده، خود الگوی قبلی، کار جمع‌آوری و مرتب ساختن اجزای ساختمانی همانند خود را به عهده دارد. الگوی حاصل نیز به نوبه خود الگویی برای ساخته شدن مدل نو می‌شود. با این روش بود که جانشینان نوکلئوپروتئین‌های اولیه، یکی پس از دیگری، از آغاز پیدایش تا کنون، به وضعی مداوم به دنبال هم ساخته شدند.

      تا آن‌جا که اطلاع داریم نوکلئوپروتئین‌ها نخستین و تنها ملکول‌هایی بودند که می‌توانستند همانند خود را بسازند و اکنون نیز چنین هستند. این خاصیت مهم نوکلئوپروتئین‌ها بستگی کامل به سازمان داخلی و پیچیدگی اتمی مولکول‌های آن‌ها دارد. هر وقت که تعداد و انواع معینی از اتم‌ها به صورت درستی گردهم آیند، خاصیت تولید خواهند یافت. این فرایند هیچ‌گاه نباید اسرار آمیز و عجیب‌تر از خواص ترکیبی سایر اتم‌ها به نظر آید زیرا مثلا" اتم‌هایی هستند که با هم ترکیب می‌شوند و اسیدی به وجود می‌آورند و این اسید می‌تواند فولاد را سوراخ کند. حاصل آن‌که تولید مثل خاصیتی چون خواص دیگر موادی است که از اتم‌ها ترکیب یافته‌اند و حیات جز بسط چنین خاصیتی چیز دیگری نیست.

 

 تغذیه

      یکی از نیازمندی‌های تولید مثل فراهم بودن مواد اولیه ساختمانی نوکلئوپروتئین‌ها بوده و در حال حاضر نیز هست. بنابراین مواد بی‌شمار آلی و کانی موجود در اقیانوس‌اولیه در حکم مواد خوراکی محسوب می‌شدند. پس به وجود آمدن نخستین ملکول نوکلئوپروتئین نه تنها موجب فرایند تولید مثل بوده بل‌که فرایند تغذیه را هم به میان کشیده‌ است. مواد آلی خوراکی یا غذاها، چون قندها و اسیدهای‌امینه و پورین‌ها و پیریمیدین‌ها و غیره، هم‌راه مواد خوراکی کافی چون فسفات‌ها و آب بودند که فرایند تولید مثل را امری ممکن ساخته‌اند.

      به تدریج در نتیجه‌ی تولیدمثل، مواد خوراکی بیش‌تری، به صورت نوکلئوپروتئین در می‌آمدند، و این ملکول‌ها همانند خود را می‌ساختند و تعداد آن‌ها روزافزون می‌شد. شک نیست که سرعت تبدیل مواد خوراکی به نوکلئوپروتئین از همان آغاز، بیش از سرعت ساخته شدن ملکول‌های نو مواد خوراکی براساس ترکیب شدن متان و آمونیاک و آب بوده است.

      عامل دیگری نیز وجود داشت که سبب کاهش مواد خوراکی آزاد و مورد نیاز ساخته شدن مولکول‌های نو نوکلئوپروتئین‌ها می‌شد. به درستی نمی‌دانیم که چگونه و چه وقت این عامل دست‌اندر کار شد ولی اوضاع فیزیکی روی زمین سرانجام به نحوی تغییر یافت که اندوخته تازه قند و اسیدامینه و سایر غذاها فراهم نمی‌گشت. شاید تخلیه‌ی الکتریکی اتمسفر به درجه‌ای کم شده بود که متان و آب و آمونیاک به مقدار قابل ساخته نمی‌شدند، شاید به سبب روی دادن تغییرات دیگری در اتمسفر زمین، انرژی اشعه‌ی خورشید با شدت و مقادیر قبلی به سطح زمین نمی‌رسید. تعدادی از این قبیل تغییرات فیزیکی، کافی بود که ساخته شدن مواد غذایی را متوقف سازد و حال آن‌که غذای موجود در اقیانوس‌ها به وسیله‌ی نوکلئوپروتئین‌های روزافزون در شرف اتمام بود. آشکار است که با پیدایش نوکلئوپروتئین‌های تولیدمثل‌کننده، دیر یا زود، همه‌ی ذخایر ملکول‌های آزاد اقیانوس از میان می‌رفت و به صورتی در می‌آمد که در حال حاضر هست. مسئله کاهش روزافزون اندوخته‌ی غذایی سبب پیش آمدن وضع جدیدی شد و آن مسئله تنازع بقا بود. از آن‌جا که تنها ملکول‌های نوکلئوپروتئین می‌توانستند، ملکول‌های آزاد غذایی را از اقیانوس بگیرند، پس در به دست آوردن غذا شروع کردند به تنازع. در چنین اوضاعی، خاصیت دیگری در نوکلئوپروتئین‌ها به ظهور پیوست که اهمیت‌ش کم‌تر از تولید مثل نبود و از این گذشته روز به روز مهم‌تر شد.

 

تکامل

      مولکول نوکلئوپروتئین سازمانی پایدار دارد. یعنی برخلاف سایر انواع مولکول‌ها، به آسانی تحت اثر عوامل فیزیکی و شیمیایی از هم پاشیده نمی‌شود. ولی در عین ثباتی که دارد تحت تاثیر شرایط درونی و محیطی دست‌خوش بعضی از تغییرات می‌شود. وقتی که چنین تغییری به ملکولی دست داد، ملکول تغییر یافته، ثبات خود را در وضع جدید هم‌چنان حفظ می‌کند و آن را عینا" به ملکول‌های بعدی انتقال می‌دهد. این‌گونه تغییرات ارثی را جهش یا موتاسیون(Mutation) می‌نامند. جهش‌ها ممکن است تغییراتی جزیی یا نسبتا" بزرگ در نوکلئوپروتئین‌ها به وجود آورند.

      بنابراین اگر جهش‌هایی در نوکلئوپروتئینی نو به وجود آید (بدون شک این‌گونه جهش‌ها صورت گرفته‌اند)، آن ملکول منفرد خواهد توانست تعداد زیادی مولکول‌های همانند خود تولید کند که سازمان داخلی آن‌ها با سازمان دیگر نوکلئوپروتین‌ها تفاوت دارد. بعضی از این جهش‌ها ممکن است برحسب شرایط مساعد حال ملکول باشد. مثلا" جهشی که نوکلئوپروتئین را قادر سازد از ملکول‌های غذایی که قبلا" نمی‌توانسته است مورد استفاده قرار دهد، استفاده کند، یا جهشی که نوکلئوپروتئین‌هایی را قادر سازد که بتوانند گرد‌هم آیند و توده‌ی ملکولی به وجود آورند. از آن‌جا که تعداد ملکول‌های فعال در هر توده‌ی ملکولی بسیار است و احتمالا" هر ملکولی می‌تواند بیش از ایامی که منفردا" می‌زیسته، غذا به دست آورد، ممکن است نخستین پدیده‌ی همکاری میان مولکول‌ها بدین روش آغاز شده باشد.

      احتمال دارد که در نتیجه وقوع این‌گونه شرایط‌های مساعد، گروه مخصوصی از نوکلئوپروتئین‌ها به وجود آمده باشند که بهتر از اقسام دیگر در تنازع بقا، به دست آوردن غذا، توفیق یافته باشند. در این صورت گروه نو قاعدتا" سریع‌تر تولید مثل کرده و اخلاف بیش‌تری تولید می‌کنند و حال آن‌که اقسام قبلی، که حتا از به دست آوردن غذایی که روز به روز کم می‌شد، عاجز بودند، قدرت تولید مثل نداشتند. حاصل این جریان به تکامل (Evolution) نوکلئوپروتئین‌ها انجامید.

      اختصاصات نوکلئوپروتئین‌ بدون تغییر به جانشینان می‌رسد تا وقتی که جهشی حاصل شود. جهش به نوبه خود به اخلاف تغییر یافته، انتقال می‌یابد.

      حاصل آن‌که :

      1- گروه‌های جدید نوکلئوپروتئین ظاهر شدند.

      2- تنازع بقا مؤثری میان انواع آن‌ها به وقوع پیوست و گروه‌هایی توانستند بهتر از دیگران تولیدمثل کنند.

      3- انتقال خواص مفید، از طریق وراثت، سبب بقای عده‌ی زیادی از نوکلئوپروتئین‌های نو شد.

      4- نوکلئوپروتئین‌هایی که در به دست آوردن غذا توفیق نیافتند سرانجام نابود شدند. 

      تردیدی نیست که با چنین تکاملی نسل‌های گوناگونی از نوکلئوپروتئین‌ها به وجود آمدند و عوامل تنازع‌بقا،هم‌کاری، جهش، تولیدمثل، وراثت و بقای‌اصلح تکامل را هم‌چنان پیش بردند.

      چهارمین مرحله پیدایش حیات را می‌توان چنین خلاصه کرد:

پلی ساکارید‌ها، چربی‌ها، پروتئین‌ها، اسیدهای نوکلئیک

ملکول‌های درشت بخصوص نوکلئوپروتئین‌ها، تغذیه، تولیدمثل، جهش، وراثت، تکامل

  انواع گوناگون نوکلئوپروتئین‌ها و توده‌های نوکلئوپروتئینی

 

      در نتیجه رشد و تنوع نوکلئوپروتئین‌ها، حیات به مرحله‌ای حد واسط میان موجودات زنده و غیرزنده رسید. گرچه بعضی از نوکلئوپروتئین‌ها، صاحب بعضی از خواص موجودات زنده بودند ولی موجودات زنده‌ی حقیقی هنوز به عرصه نرسیده بودند. در پنجمین مرحله پیدایش حیات بود که جان‌داران حقیقی به وجود آمدند.

ادامه دارد




تاریخ: چهار شنبه 14 بهمن 1394برچسب:,
ارسال توسط امید


 

کشف گونه‌ تازه‌ای از انسان در آفریقای جنوبی

۱۳۹۴/۰۶/۱۹

کشف تازه فسیل استخوان‌های ۱۵ بدن نوعی از انسان‌ که پیشتر برای دنیای علم ناشناخته بود، از طرف دانشمندان به عنوان یک پیشرفت شگرف در تحقیقات  تکامل عنوان شده است. 

 به گزارش خبرگزاری فرانسه، این فسیل استخوان‌ها در غاری در آفریقا پیدا شده و روز سه‌شنبه برای نخستین بار اعلام شد. 

حدود ۱۵۰۰ قطعه فسیل در دالانی در عمق غاری در  نزدیکی شهر ژوهانسبورگ آفریقای جنوبی یافت شده است.

 این گونه جدید انسان «هومو نالدی» نامیده شده است که که در زبان محلی «سسوتو» آفریقای جنوبی به معنی ستاره است.

علت نامگذاری آن، به محلی به اسم «طلوع ستاره» برمی‌گردد که غار در آنجا کشف شده است. 

دانشمندان هنوز با قاطعیت نتوانسته‌اند تاریخ زندگی این نوع انسان را مشخص کنند، اما بر اساس گزارش خبرگزاری فرانسه، کشف جدید افق جدیدی برای یافتن منشا پیدایش انسان باز کرده است. 

لی برگر استاد دانشگاه «ویت واترزلند» که عضو گروه تحقیقات پیرامون فسیل‌های یافته شده است می‌گوید که «ما به‌گونه‌ای جدیدی از انسان برخوردیم که به نظر می‌رسد جسد آنها به‌طور عمدی در محل یافت شده، قرار داده شده است. ما تاکنون بر این عقیده بوده‌ایم که تشریفات دفن اجساد تنها به "هومو ساپین"ها که از‌ نژاد انسان کنونی هستند مختص بوده است. ما چنین فکر می‌کردیم و باور داشتیم،

اما آنچه مشاهده کردیم نشان می‌دهد که‌ گونه دیگری از  انسان نیز چنین قابلیتی داشته است، موضوعی که خارق‌العاده است». 

این گزارش می‌افزاید که فسیل‌ها برای نخستین بار در سال ۲۰۱۳ توسط محققان دانشگاه «ویت واترزلند» در ۵۰ کیلومتری غرب ژوهانسبورگ کشف شدند. 

پروفسور کریس استرینگر از موزه تاریخ طبیعی لندن در همین زمینه می‌گوید که «کشف چنین حجم از فسیل استخوان‌هایی که متعلق به ۱۵ انسان باستانی بوده، موضوع قابل توجهی است. این یافته نشان از پیچیدگی شجره‌نامه نسب انسان‌ها است و هنوز تحقیقات زیادی برای یافتن ریشه نهایی و تاریخ پیدایش انسان کنونی باید انجام شود». 

دانشمندان می‌گویند که دست‌ها، مچ دست و پاهای این نوع انسان باستانی شبیه به انسان‌های کنونی است، اما اندازه مغز و قسمت بالاتنه آنها بیشتر شبیه به انسان‌های اولیه است. 

جان هاوکز از دانشگاه دانشگاه ویسکانسین-مدیسن آمریکا نیز می‌گوید که «همو نالدی» مغز کوچکی دارد که به اندازه یک نارنجی معمولی است. 

قد این نوع از انسان حدود ۱.۵ متر بوده و وزن آن ۴۵ کیلوگرم ارزیابی می‌شود. 

تریسی کیول از دانشگاه «کنت» بریتانیا معتقد است که دست‌های این انسان‌ها ظاهرا قادر به استفاده از ابزار بوده است. «با کمال تعجب، انگشت‌های آنها فوق‌العاده خمیده بوده است  تقرییا خمیده‌تر از  از همه انسان‌گونه‌ها؛ که نشان از قابلیت آنها در بالا رفتن از درخت دارد». 

این گزارش می‌گوید که شصت محقق از سال ۲۰۱۳ بر روی فسیل‌ها کار می‌کنند و غار یاد شده هنوز چیزهای زیادی برای کشف کردن خواهد داشت.

منبع: دانش و فن فارسی RF

 نظر: آرش

واقعیت این است که وقتی یک موضوعی را از زمان کودکی و نوجوانی به خورد ما می دهند و آن را مدام تکرار می کنند به تدریج ملکه ذهن ما می شود و قسمتی از هویت ما را تشکیل می دهد. قابل تحمل نیست که کسی این باورها را زیر سوال ببرد. اگر ناگهان معلوم شود بسیاری از باورهایی که از کودکی به ما گفته اند دروغ بوده است، تصور کنید که در چه برزخی گیر خواهیم کرد و چه عذابی خواهیم کشید. این طرف "نام مستعار" شما فعلا در مرحله "انکار" به سر می برد. مراحل بعدی "خشم"، "نادیده گرفتن" و در نهایت "پذیرش" است.
گالیله هم می گفت که زمین در مرکز جهان نیست. حتی روحانیون کلیسا را پای تلسکوپ خود برد و حرکت اجرام فلکی را به آن ها نشان داد. ولی آن ها چیزی را که با چشم خود می دیدند باور نمی کردند و دائم سعی می کردند که یک جوری آن را توجیه کنند. چون برای بیش از هزار سال نظریه زمین مرکزی ارسطو که با تعالیم کتاب مقدس هم سازگار بود در همه جا تدریس می شد. این اعتقاد چنان در ذهن همه ریشه دوانیده بود که نمی توانستند حتی برای یک لحظه خلاف آن را تحمل کنند. همه برج و باروی باورهای هزار ساله آن ها فرو می ریخت، اصالت کتاب مقدس زیر سوال می رفت. این برای کلیسا فاجعه بود. برای همین گالیله بینوا متهم به "کفر گویی" و انتشار "افکار ضاله" کردند، او را زندانی کردند و فقط بعد از توبه گرفتن زورکی از مجازات سوزاندن در آتش رهایی یافت، از زندان آزاد شد ولی در عوض حبس خانگی شد و اجازه نداشت که نظریاتش را چاپ و منتشر کند یا با کسی درباره آن ها صحبت کند.
همین داروین وقتی که کتاب "منشاء انواع" خود را منتشر کرد و در آن انسان و میمون را از یک منشاء مشترک دانست در انگلستان هیاهویی بر پا شد که نپرس. روحانیون کلیسا او و دستیارش هاکسلی را مرتد و کافر خواندند. ملکه ویکتوریا گفته بود که در نماز و نیایش به درگاه خدا دعا و استغاثه می کند که خلاف نظریه داروین ثابت شود و آبروی انسان نرود! سال ها طول کشید تا نظریه داروین مورد قبول واقع شد.

کشف زمین خواری جدید در بندرعباس

ابوالقاسم جراره نماینده مردم بندرعباس در مجلس شورای اسلامی در گفت‌وگو با فارس، با بیان اینکه ما در بندرعباس درگیر زمین‌خواران عمده هستیم، گفت: در مقطعی از زمان فردی اقدام به خرید زمین در بندرعباس کرد اما به واسطه ارتباطاتی که داشته چندین برابر زمین خود سند ثبتی به نام وی صادر شده است.وی افزود: مردم بومی منطقه به واسطه‌ اینکه تاکنون با چنین مسائلی روبرو نشده بودند اقدام خاصی برای ثبت زمین‌های خود نکرده بودند و امروز این زمین‌خواران با اسناد خود با مردم درگیری دارند و از جمله در منطقه‌ای از بندرعباس به نام نخل ناخدا ما با یکی از این زمین‌خواران درگیری داریم.

منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/531962

زمین‌خواری 39 هزار مترمربعی در طاهرآباد بومهن

زمین‌خواری 39 هزار مترمربعی در طاهرآباد بومهن در حالی رخ می‌دهد که همه پرونده‌های از این دست بدون شک در انتظار برخورد قانون خواهد بود.به گزارش خبرگزاری فارس از شرق استان تهران، پیش از ظهر امروز دادستان شهرستان پردیس و قضات دادگستری به همراه رئیس اداره راه و شهرسازی شهرستان پردیس و اصحاب رسانه از تپه مشرف به روستای طاهرآباد، یکی از روستاهای حومه شهر بومهن که توسط متصرفان تصرف شده بود، بازدید کردند.بنا بر این گزارش، قسمتی از این تپه که حدود 39 هزار مترمربع است، توسط سه متهم تصرف، قطعه‌بندی، فروخته و ویلاسازی شده بود.

منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/531962

۷۰۰ میلیون یورو پول نفت ایران گم شد

معاون وزیر نفت در حالی طلب نفتی ایران از پالایشگاه‌های یونانی را ۹۰۰ میلیون یورو اعلام می‌کند که یونان اعلام کرده این رقم را ۷۰۰ میلیون یورو کمتر می‌داند.شبکه خبری وزارت نفت هفته گذشته به نقل از امیرحسین زمانی نیا معاون امور بین‌الملل وزیر نفت، حجم طلب نفتی ایران از پالایشگاه های یونانی را ٩٠٠ میلیون یورو (معادل بیش از یک میلیارد دلار) اعلام کرده بود.در همین حال، معاون امور بین‌الملل وزیر نفت با اشاره به تشکیل کارگروهی به منظور وصول این طلب نفتی پالایشگاه‌های یونان، تاکید کرده بود: به زودی برخی از مقامات یونانی برای مذاکره بر سر پرداخت این بدهی به تهران می‌آیند.با این وجود در حالی کمتر از چند روز از این اظهار نظر معاون وزیر نفت می گذرد که پالایشگاه‌های یونانی حجم بدهی نفتی خود به ایران را ۲۰۰ میلیون یورو اعلام می کنند که ۷۰۰ میلیون یورو کمتر از رقم اعلامی مقامات وزارت نفت است.منابع یونانی روز گذشته با استفاده از رسانه های دولتی، اعلام کردند: شرکت نیمه دولتی هلنیک پترولیوم حدود ۲۰۰ میلیون یورو بابت خرید نفت به ایران بدهکار است و ایران پس از لغو تحریم ها خواستار بازپرداخت این بدهی خواهد شد.از سوی دیگر پایگاه یونانی بالکانالیسیس، با انتشار گزارشی، نوشته است: تا سال ۲۰۱۲ میلادی و تشدید تحریم ها علیه ایران از جمله تحریم های حوزه انرژی، یونان روزانه حدود ۲۰۰ هزار بشکه نفت از ایران وارد می کرد و یکی از بهترین مشتریان نفت این کشور بود.

منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/531962




تاریخ: چهار شنبه 14 بهمن 1394برچسب:,
ارسال توسط امید


 

180- چند خبر متفاوت

به این میگن اعتصاب


3800 کارمند یک شرکت هواپیمایی هواپیمایی شیلی با به خط کردن هواپیماهای شرکت دست به اعتصاب زدند.

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/417583

 

تصویر شگفت‌انگیز هابل از کهکشان گل آفتابگردان

تلسکوپ فضایی هابل به تازگی نمایی شگفت‌انگیز از کهکشان مشهور Messier 63 ارائه داده که کهکشان گل آفتابگردان نیز خوانده می‌شود. 
 تصویر جدید که به تازگی توسط ناسا منتشر شده، ساختار ظریف این کهکشان مارپیچ را به نمایش می‌گذارد. این تصویر توسط «دوربین سیاره‌ای و میدان وسیع 2» هابل شکار شده است. 
 آرایش بازوهای مارپیچ در کهکشان Messier 63 در این تصویر هابل، یادآور الگوی مرکز گل آفتابگردان است. 
 این کهکشان در سال 1779 توسط پیر مِکاین کشف شد و بعدها وارد کاتالوگ مشهور چارلز مسیه شد که در سال 1781 منتشر شد. 
کهکشان Messier 63 یک کهکشان مارپیچ در صورت فلکی تازی‌ها است که حاوی یک دیسک مرکزی است و این دیسک خود توسط بخش‌های بازوهای مارپیچ کوچک احاطه شده است. 


 این کهکشان دوردست در فاصله 27 میلیون سال نوری قرار گرفته و به گروه M51 تعلق دارد. این گروه از کهکشان‌ها به دنبال شفاف‌ترین عضو آن یعنی Messier 51 نامگذاری شده است. Messier 51 یک کهکشان مارپیچی شکل دیگر است که کهکشان گرداب لقب گرفته است. 
 تلسکوپ فضایی هابل توسط ناسا و محققان آژانس فضایی اروپا طراحی شده و کشفیات بزرگی را در تاریخ نجوم رقم زده است. 
 هابل از زمان پرتاب در سال 1990،به درک بهتر منجمان از کیهان نزدیک و دوردست کمک کرده و داده‌های مهمی را در اختیار آن‌ها گذاشته است. 

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/417557

 

گروه بابک زنجانی چمدان چمدان پول می‌بردند

«فساد در اقتصاد ایران از فاز عادی خارج شده و به ورطه‌ای سیستمی و ساختاری رسیده است».

فساد در ایران ساختاری و سیستمی شده و در این مسئله تردیدی نیست. نباید راحت از کنار فساد گذشت. اینکه صرفا با عوامل، برخورد شود هم کافی نیست؛ اینکه صرفا بیاییم و با شخص زنجانی برخورد کنیم. زنجانی تمام نشده، یک پرونده دیگر مشابه او ‌رو می‌شود؛ بنابراین باید دقت کرد و برای از‌بین‌بردن این ساختارهای فساد کوشید. فساد ساختاری، برای سرنوشت یک کشور خطرناک است.

حالا هم آقای روحانی باید بیاید و درباره همین تخلف‌ها، جزئیات را به مردم بگوید؛ اینکه کشور به خاطر تحریم‌ها چه ضرری کرد و تا کجا پیش رفت. این پول‌هایی که حالا حرف‌زدن درباره آن هم تکراری شده، حق مردم و بیت‌المال است که به اسم آقای زنجانی و خیلی‌های دیگر، حالا از کشور خارج شده و معلوم نیست اصلا بتوان این منابع را به کشور برگرداند یا نه.

چندی پیش خانوادگی سفری به تاجیکستان داشتیم؛ یکی از دوستانی که آنجا بود ما را به بازدید از چند جا برد؛ می‏‌گفت هر‌چه تاکسی در تاجیکستان می‌بینی مال بابک زنجانی استبعد هم ما را برد به یک ترمینال بزرگ که آن هم متعلق به زنجانی بود و بانکی که حالا دولت تاجیکستان درباره آن ادعا دارد. علاوه بر اینها هواپیماهایی دیدیم که آن هم به زنجانی تعلق داشت.

عمق فاجعه این بود که در بازدید از «خانه ایران» متوجه شدیم که با سرمایه و پول ایران در تاجیکستان سرای فرهنگی بزرگی ساخته‌اند و تابلوهای نفیس در آن به نمایش در‌آورده‌اند و اتفاقا فروردین ٩١ شخص آقای احمدی‌نژاد برای افتتاح «خانه ایران» روانه تاجیکستان می‌شود و نوروز در کنار ١٠ کشور همسایه جشن گرفته می‌شود. حالا اسناد و یافته‌ها نشان از آن دارد که «خانه ایران» متعلق به ایران نیست و به نام یک فرد ثبت شده.

گویا پول‌ها را به خاطر تحریم‌ها چمدان‌چمدان به تاجیکستان برده‌اند و در‌حال‌حاضر هم پیگیری‌های من، نشان از آن دارد که هیچ سندی از ثبت و سرمایه‌گذاری ایران در ساخت «خانه ایران» نزد طرف ایرانی وجود ندارد.

‌یعنی مالکیت این سازه در‌حال‌حاضر فردی است.

تا جایی که پیگیری‏های ما نشان داده، بله.

‌به‌جز «خانه ایران»، در سفر به تاجیکستان با مورد دیگری هم برخورد کردید؟

بله، متأسفانه از این دست موارد بسیار است؛ از‌جمله می‌توان به مرکز تلویزیون ایران که به نام «تلویزیون نوروز» معروف شده اشاره کرد. در مرکز بهداشت و درمانی مجهزی در تاجیکستان نیز سرمایه و پول ایرانی آمده و حالا هیچ ردپایی از مالکیت دولت ایران وجود ندارد؛ تازه شما فکر کنید من به یک کشور کوچک رفته‌ام و این همه داستان وجود دارد.

گزارش مبسوطی از آنچه در تاجیکستان دیده بودم برای جناب آقای اسحاق جهانگیری، معاون‌اول رئیس‌جمهوری، وزیر امور خارجه، وزیر اطلاعات و کمیسیون اصل ٩٠ مجلس فرستادم.

‌و نتیجه تا به اینجای کار چه بوده؟

بنده به‌عنوان رئیس کمیسیون برنامه‌و‌بودجه مجلس تا به همین لحظه هیچ پاسخی دریافت نکرده‌ام.

‌لطفا درباره اسناد به‌دست‌آمده کمی بیشتر توضیح بدهید؛ چطور می‌گویید در طرف ایرانی سندی از فروش و سرمایه‌گذاری وجود ندارد؟

تا‌جایی‌که جست‌وجوها نشان داده گویا پول‌ها را به خاطر تحریم با چمدان و به وسیله اشخاص به تاجیکستان منتقل کرده‌اند و حالا هیچ دسترسی ملی به این منابع پولی وجود ندارد. البته سرجمع این پول‌ها شاید ١٠٠ میلیارد تا ٢٠٠ میلیارد تومان باشدو در مقایسه با ارقام دیگر شاید رقم چندانی نباشد، اما فساد، فساد است.

مجموعه عواملی که در مناصب تصمیم‌گیری قرار گرفتند، اینها افراد صاحب صلاحیت نبودند و مسیر درستی را نرفتند و حالا هم زبان خیلی از همان آقایان دراز است.

منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/532091




تاریخ: چهار شنبه 14 بهمن 1394برچسب:,
ارسال توسط امید


 

یادگار ناظم های قدیمی برای مجلس: حجاب، ماهواره، مجازات و دیگر هیچ

ناظم های مدرسه برای افرادی که امروز در سنین بالای 30 سال هستند، معنا و خاطرات خاصی را تداعی می کنند.
بر خلاف این سال ها که نظام آموزشی بر حفظ احترام دانش آموز و مواردی مانند عدم تنبیه بدنی تأکید دارد، ناظم های قدیمی، به سبک مألوف آن سال ها ، همواره با چوب یا حتی تکه شیلنگی در دست به میان دانش آموزان می آمدند و کوچک ترین تخلفی - که حتی می توانست دویدن در حیاط مدرسه در زنگ های تفریح یا خندیدن و حرف زدن در سر صف باشد - را با برخورد فیزیکی پاسخ می دادند.
اقتدار ناظم ها، بچه ها را می ترساند و نظمی نه چندان منطقی در مدرسه به وجود می آمد و هیچ کس به این فکر نمی کرد که آن رفتارهای تنبیه محور، چه آثار مخربی بر روح و روان نسل آینده می گذارد.

مهم ترین اثری که ناظم های قدیمی بر تربیت دانش آموزان دیروز و مدیران امروز گذاشتند، نهادینه کردن این باور بود که راه حل همه مشکلات، تنبیه است، همان گونه که ترکه های ناظم نظم را در مدرسه برقرار می کرد.
رد پای این باور نانوشته را می توان در بسیاری از امور جاری کشور جست و جو کرد و از جمله در میان قانونگذاران سراغ گرفت که برای مواجهه با هر ناهنجاری و مشکلی به زعم خود، سراغ جرم انگاری و جریمه نقدی و شلاق و زندان می روند و وظیفه خود را تمام شده می دانند!
نمونه بارز آن را می توان در طرح برخی مجلسی ها سراغ گرفت که این روزها، گزارش منتقدانه مرکز پژوهش های مجلس درباره آن منتشر شده است.
طبق این طرح، زنان بدحجاب به 200 هزار تا یک میلیون تومان جریمه و توقیف خودروهایشان و دارندگان ماهواره به 8 میلیون تومان جزای نقدی محکوم می شوند. همچنین اگر مدیران ساختمان ها، گزارش نصب ماهواره توسط همسایگان را به نیروی انتظامی ندهند، خودشان دادگاهی و محکوم می شوند!

واقعاً طرز تفکری که پشت این طرح است، همان فکر ناظم های چوب به دست قدیمی نیست که فکر می کردند دوای تمام دردهای عالم در چوبی است که به سر و دست بچه ها می کوبند؟!
آیا قرار نیست قانوگذاران مملکت، بروز شوند و علاوه بر آن، مردم را "بچه مدرسه ای" تلقی نکنند که هر گونه تصمیمی درباره آنها می توانند بگیرند؟
اصلاً فکرش را کرده اند که چگونه می خواهند با میلیون ها زن و دختر که موهای سرشان از زیر روسری بیرون زده برخورد کنند؟
یا این همه خودروی توقیف شده را کجا می خواهند نگه دارند؟ یا می خواهند با 71 درصد مردم ایران که طبق آمار رسمی ماهواره دارند برخورد کنند؟ اصلاً چه کسی قرار است و اساساً توان دارد که با بیش از دو سوم مردم یک کشور برخورد کند و از آنها 8 میلیون تومان جریمه بگیرد؟!
یا مردم را چه حساب کرده اند که ملزم شان می کنند راپورت همسایگان شان را درباره داشتن ماهواره به پلیس بدهند؟
اصلاً این نمایندگان در کدام سیاره زندگی می کنند که اینقدر با واقعیت های جامعه ایران بیگانه اند؟!

اگر حجاب برخی زنان مطابق با دستور شرع نیست، باید علتش را جست و برایش چاره جویی کرد نه این که آن را وسیله ای برای درآمدزایی و البته ناراضی تراشی قرار داد.
علت بدحجایی، آن است که بسیاری از مبلغان دین، کار دین را وانهاده اند و غرق در امور اداری و مدیریتی و سیاسی و جناحی شده اند و نیز بسیاری از مدعیان دینمداری در حکومت اسلامی، چنان رفتار کرده اند که بسیاری، نه فقط از آنان که از دین هم گریزان شده اند.
اگر ماهواره اینقدر فراگیر شده، علت را باید در انحصاری بودن صدا و سیما دانست که گویا فقط باید برای 5-4 میلیون نفر برنامه بسازد و کاری به 75 میلیون نفر دیگر ندارد!
اگر راست می گویید، دین رحمانی را آنگونه که باید، به گفتار و عمل رواج دهید، انحصار صدا و سیما را بشکنید و آن را "رسانه ملی" کنید ، به کارهای اصلی و مشکلات واقعی مردم برسید و اینقدر سر به سر ملت نگذارید تا ببنید که نه فقط موضوع حجاب و ماهواره که بسیاری دیگر از مسائل نیز حل می شود.  

منبع: http://www.asriran.com/fa/news/414682




تاریخ: چهار شنبه 14 بهمن 1394برچسب:,
ارسال توسط امید


 

174- ده اختراع برتر ناسا

 

 

 

10 اختراع برتر ناسا

ناسا، سازمان ملی هوافضای آمریکا، اجرای برنامه‌های فضایی غیرنظامی این کشور را به‌عهده دارد. جمع کثیری از نخبگان علمی در رشته‌های مختلف از نجوم، فیزیک و شیمی گرفته تا زیست‌شناسی و علم مواد در این مجموعه فعالیت می‌کنند و از زمان تاسیس آن در سال 1958 توانسته‌اند به پیشرفت‌های شگرفی دست یابند که از جمله آنها می‌توان به اعزام انسان به ماه و کاوش بر سطح مریخ با ابزارهای خودکار بدون سرنشین اشاره کرد.

اما از آنجا که فقط بخش کوچکی از اختراعات این مجموعه برای ساکنان زمین کاربردی است، ناسا تصمیم گرفت با الهام گرفتن از وسایل مکانیکی کوچکی که در صنعت هوافضا کاربرد دارد، بخشی از اختراعات خود را به طراحی و ساخت ابزارهایی که در زندگی روزمره ساکنان زمین کارایی دارد، اختصاص دهد.

در ادامه ده مورد از این اختراعات را با یکدیگر مرور می کنیم.

1. فوم ضربه گیر

در اوایل دهه 60 چارلز یوست، مهندس هوانوردی سیستمی را طراحی کرد تا فرود بدون نقص ماژول فرماندهی آپولو و سرنشینان آن را تضمین کند. چهار سال بعد، مرکز تحقیقات آمس ناسا از این ایده در طراحی صندلی هواپیما بهره گرفت. دانشمندان قصد داشتند صندلی هایی طراحی کنند که هنگام سقوط احتمال نجات یافتن مسافران را با جذب انرژی ناشی از سقوط افزایش دهد. به این منظور، یوست نوعی فوم پلاستیکی طراحی کرد که قابلیت معجزه آسایی در انعطاف پذیری و جذب فشار اضافی وارد آمده داشت و می توانست دوباره به حالت اولیه برگردد. پژوهشگران دریافتند این نوع خاص از فوم پلاستیکی علاوه بر ایمنی، راحتی مسافران را در پروازهای طولانی افزایش می دهد.

سال 1967، یوست شرکت سیستم های دینامیکی را تاسیس کرد. فوم های تولیدی این شرکت با عنوان مموری فوم (Memory Foam) در مدت کوتاهی به طیف وسیعی از مصارف کاربردی راه یافت. در دهه های 70 و 80، تیم فوتبال دالاس کابویز از این فوم ها در ضربه گیرهایی که بازیکنان می پوشیدند، استفاده کرد. تولیدکنندگان کفش نیز این فوم ها را در ساخت کفی های فوق راحت به کار گرفتند. علاوه بر این از مموری فوم ها در ساخت تجهیزات بیمارستانی مانند تشک و صندلی های چرخدار استقبال شد تا زخم های بیماران بر اثر خوابیدن یا نشستن تشدید نشود. شرکتی در کلورادو نیز اکنون از این فوم ها نوعی قایق بادی تولید می کند که به علت خاصیت ضدغرق شدگی برای استفاده در پارک های بازی بسیار مناسب است. به همین ترتیب، یک شرکت دیگر در کنتاکی آمریکا این فوم ها را در ساخت زین اسب و پروتزهای درمانی برای حیوانات آسیب دیده به کار می برد.

2. پوشش های ضدخوردگی

تجهیزات کاوش های فضایی باید به گونه ای ساخته شود که در همه نوع شرایط از گرمای طاقت فرسا گرفته تا سرمای شدید کارایی خود را از دست ندهد. اسکلت های بزرگی که در اطراف سایت های پرتاب موشک نصب می شود، بر اثر ذرات معلق پراکنده در هوا ناشی از آب شور اقیانوس ها و نیز هوای مه آلود دچار خوردگی می شود. دهه 70، دانشمندان مرکز پرواز فضایی گادارد دریافتند پوشاندن این تجهیزات با یک لایه محافظتی حاوی گرد روی و پتاسیم سیلیکات، مانع خوردگی آنها می شود.

اوایل دهه 80، یک شرکت ساخت پوشش های معدنی با الهام گرفتن از این ایده موفق شد یک پوشش غیرسمی مبتنی بر آب بسازد و آن را سیلیکات روی آی سی 531 نامید. مواد به کار رفته در این پوشش بسرعت با فولاد ترکیب شده و در عرض 30 دقیقه به یک ماده سخت سرامیک مانند تبدیل می شود. اکنون این پوشش در ساخت پایه های پل ها، خطوط لوله، سکوهای نفتی، تجهیزات لنگرگاه ها، شناورها و حتی پوشش خارجی تانک ها کاربرد دارد. جالب است بدانید اواسط دهه 80، 852 لیتر از این ماده به مجسمه آزادی در نیویورک اضافه شد تا از تخریب زودهنگام این مجسمه نمادین جلوگیری شود.

3. نرم افزار آرتِریوویژن برای تشخیص بیماری های قلبی

از اواسط دهه 60، دانشمندان آزمایشگاه پیشرانش جت ناسا قصد داشتند نرم افزاری طراحی کنند تا کیفیت تصاویری را که فضاپیماها از سیارات دور یا دیگر اجرام آسمانی می فرستند، افزایش دهد.

در سال های اخیر، دانشمندان پزشکی از نرم افزارهایی که ناسا برای تقویت تصاویر دریافتی به کار می برد، استفاده کردند تا گردش خون بیماران را با دقت بیشتری زیر نظر بگیرند.

این نرم افزارها به آنها امکان داد بیماری هایی نظیر تصلب شریان را راحت تر تشخیص دهند. تشخیص زودهنگام این بیماری از آن جهت حائز اهمیت است که بیمار به علت رسوب چربی در عروق خونی هر لحظه در معرض حملات قلبی و سکته قرار دارد. نسخه نهایی این نرم افزار آرتِریوویژن نام دارد که ترکیب آن با تجهیزات سونوگرافی در تشخیص بموقع بیماری های قلبی ـ عروقی موثر است. پزشکان معتقدند این فناوری بیماران زیادی را در همان مراحل اولیه از بیماری شان آگاه می کند و آنها می توانند بدون این که نیازی به دارو یا اعمال جراحی سنگین داشته باشند، فقط با ورزش و تغذیه صحیح بیماری خود را کنترل کنند.

4. حلزون مصنوعی گوش

اواخر دهه 70، آدام کیسیاه جِی آر روی پروژه شاتل فضایی در مرکز فضایی کندی کار می کرد. او که از مشکل شنوایی رنج می برد به نواقص سمعک های آنالوگ معمولی کاملا آگاه بود. این سمعک ها صدای ورودی به گوش را بدون هیچ وضوحی فقط تشدید می کردند.

کیسیاه برای حل این مشکل از پیشرفت های ناسا در زمینه سیستم های سنجش الکترونیک، مسافت سنجی و حسگرهای لرزش صدا الهام گرفت و موفق شد سمعک جدیدی بسازد که با تولید پالس های دیجیتال و تحریک پایانه های عصبی شنوایی موجب انتقال سیگنال ها به مغز می شود.

او این ایده را توسط شرکت خصوصی بایواِستیم به مرحله تولید رساند و از آن زمان تاکنون طبق گزارش وزارت غذا و داروی ایالات متحده 219 هزار بیمار این حلزون های مصنوعی گوش را دریافت کرده اند. این ابزار قادر است موهبت شنوایی را به بیمارانی که از ابتدای تولد ناشنوا هستند برگرداند. این ابزار همچنین در بیمارانی که عصب شنوایی آنها هنوز تحریک پذیر است، اما به علت ضربات شدید روحی - روانی یا بیماری شنوایی خود را از دست داده اند، کاربرد دارد.

5. عدسی های ضدخش

شاید باور نکنید اما در گذشته عدسی عینک ها از شیشه ساخته می شد. عدسی های شیشه ای نه تنها سنگین بودند بلکه هر لحظه امکان داشت بر اثر تصادف یا هر گونه ضربات مستقیم در چشم فرد به هزار تکه تبدیل شوند. به همین علت در سال 1972، وزارت غذا و داروی ایالات متحده استفاده از عدسی های شیشه ای را در ساخت عینک های آفتابی و طبی ممنوع اعلام کرد. از آن زمان تاکنون سازندگان عدسی به عدسی های پلاستیکی بادوام تر روی آورده اند.

دید بهتر و جذب بیشتر نور ماورای بنفش از جمله مزایای عدسی های پلاستیکی است. اما هنوز یک مشکل اساسی وجود کرد: عدسی های پلاستیکی براحتی خش می افتادند. اینجا بود که تِد ویدِوِن، دانشمند ناسا در مرکز تحقیقات آمِس وارد عمل شد. او در آن زمان روی سیستم تصفیه آب برای فضاپیماها کار می کرد و متوجه شد اگر یکی از فیلترها را با یک لایه نازک پلاستیک با دستگاه تخلیه الکتریکی بخارات آلی بپوشاند، نوعی پوشش سخت و مقاوم به دست خواهد آمد. ناسا از این ایده در ساخت تجهیزات هوانوردی ضدسایش بهره گرفت. سال 1983، شرکت سازنده عینک های آفتابی فاستِر گِرَنت، این پوشش های ضدخش را تجاری کرد تا جایی که امروزه بیشتر عینک هایی که در ایالات متحده به فروش می رسد مجهز به عدسی های پلاستیکی است که ده برابر عدسی های قدیمی بادوام ترند.

6. امولسیون آهن صفر ظرفیتی

بعد از هر بار ارسال شاتل به فضا، مقداری سوخت و زباله های شیمیایی در محل سکوی پرتاب و اطراف آن باقی می ماند. این بقایا حاوی تری کلرواتیلن است که تجزیه طبیعی آن در زمین مدت زیادی طول می کشد و برای سلامت مضر است. تا پیش از اواسط دهه 70، ناسا این زباله ها را مدفون می کرد به این امید که در خاک تجزیه شود، حال آن که تجزیه تری کلرواتیلن به این سادگی ها اتفاق نمی افتد. اما خیلی زود دانشمندان ناسا دریافتند که چگونه باید زمین را از این مواد پاکسازی کرد. ژاکلین کواین و کاتلین بروکس محلولی ابداع کردند که به کمک آن تری کلرواتیلن به مواد جانبی غیرسمی تبدیل می شود و هیچ ضرری برای محیط زیست ندارد. این محلول غلیظ که امولسیون آهن صفر ظرفیتی نام دارد، قابل تزریق به آب های زیرزمینی است تا اثرات زیانبار مواد شیمیایی سمی که بهداشت محیط زیست را تهدید می کند، خنثی شود. این فناوری بسرعت به بازارهای تجاری راه یافت و اکنون صنعتگران با خرید این محلول می توانند زباله های شیمیایی سمی ناشی از تولیدات کارخانه ای را پاکسازی کنند.

7. پمپ انسولین

شاید از خودتان بپرسید که ناسا و دیابت چه ربطی به هم دارند؟ از آنجا که سفر به اعماق فضا سلامت فضانوردان را تحت تاثیر قرار می دهد، دانشمندان ناسا ناگزیر شدند نوعی سیستم نظارتی طراحی کنند که علائم حیاتی فضانوردان را کنترل کند. سپس مشابه این سیستم های نظارتی به کمک بیماران مبتلا به دیابت نوع یک آمد. در نتیجه تحقیقات مرکز پرواز فضایی گادارد، دانشمندان پزشکی موفق به ساخت نوعی ابزار کاشتنی شدند که سطح قند خون بیمار را کنترل می کند و در صورت لزوم با ارسال سیگنال موجب آزاد شدن انسولین می شود. این فناوری اکنون با عنوان پمپ انسولین شناخته می شود و از اواخر دهه 80 در خدمت کنترل وضعیت بیماران دیابتی است.

گفتنی است پمپ انسولین با نمونه های پیشین فرق دارد. پیشتر، ابزارهای توزیع کننده انسولین براساس نیاز بیمار به صورت دستی برنامه دهی می شد. پمپ انسولین همچنین بیماران دیابتی را از تزریق روزانه انسولین بی نیاز کرده است.

8. قیچی های امداد و نجات

بعد از این که شاتل فضایی ناسا اتمسفر زمین را به مقصد اعماق فضا ترک می کند، بوسترها از شاتل جدا می شود. آنچه جداسازی بدون نقص بوسترها از شاتل را فراهم می کند، الهام بخش طراحی و ساخت ابزارهای نجات بخش برای ساکنان زمین شد.

سال 1994، ناسا موفق شد با همکاری شرکت فناوری های شییر نوعی ابزار برش تولید کند که در امداد و نجات و مواقع اورژانسی کارایی دارد. این قیچی ارزان تر، سبک تر و کم صداتر از نمونه های پیشین آن است و به همین علت موجب کاهش استرس وارد آمده بر قربانیان و همین طور امدادگران می شود.

برخلاف انواع هیدرولیک، انرژی مصرفی این ابزار از نوعی واکنش آتش زا حاصل می شود که در داخل کارتریج اتفاق می افتد. این دقیقا همان ایده ای است که در مقیاس بزرگ تر موجب جداسازی بوسترها از شاتل می شود. قیچی های امداد و نجات از زمان اختراع تاکنون در عملیات جستجو و امدادرسانی جان قربانیان بسیاری را که در زیر آوارگیر افتاده بودند، نجات داده اند.

9. فیلترهای آب

فضانوردان فرسنگ ها بالاتر از سطح زمین مشغول کارند؛ با این حال همچنان به نیازهای ضروری زندگی زمینی نظیر آب سالم نیازمندند. اما پرسش این است که ناسا چگونه از سلامت آبی که فضانوردان می نوشند اطمینان پیدا می کند؟ در دهه 70، این دغدغه دانشمندان را بر آن داشت فیلترهایی طراحی کنند که خروجی آن به طور حتم آب سالم است. ناسا با همکاری مرکز تحقیقات اومپکوآ در اورگان موفق به ساخت نوعی فیلتر کارتریج شد که عمل تصفیه ذخایر آب شاتل ها را با ید انجام می دهد. این فناوری اکنون در تصفیه آبی که برای آبیاری گیاهان سطح شهر استفاده می شود، کاربرد دارد. این فیلترها بویژه در مناطقی که مواد شیمیایی موجب آلودگی منابع آب های زیرزمینی شده است، بسیار موثرند. در سال های اخیر، دانشمندان ناسا طراحی سیستم هایی را آغاز کرده اند که ادرار انسان را به آب آشامیدنی تبدیل می کند. این ایده چنان مورد توجه قرار گرفت که به نظر می رسد اگر روزی سفر به مریخ میسر شود، فضانوردان در تأمین آب آشامیدنی با مشکلات کمتری مواجه خواهند بود.

10. سی سی دی

در تلسکوپ فضایی هابل تعداد زیادی حسگر فوق پیشرفته وجود دارد. از این میان، یک قطعه بخصوص با عنوان سی سی دی (Charge coupled devices) به حوزه تجهیزات پزشکی راه یافته است.

سی سی دی ها قادرند انرژی نور را راحت تر از دیگر روش ها به تصاویر دیجیتال تبدیل کنند. سال 1997، ناسا یک سی سی دی فوق حساس برای هابل طراحی کرد که با جمع آوری جزئیات دقیق تر از ساختارها در کهکشان های دوردست، کیفیت تصاویر دریافتی را افزایش دهد.

سپس شرکت لوراد از این ایده در طراحی یک روش نوین برای اسکن بیماران مشکوک به سرطان پستان بهره گرفت. این روش به پزشکان اجازه می دهد جزئیات دقیق تری از روند بیماری کسب کنند. بدون این که نیازی به نمونه برداری باشد، سی سی دی تصویری واضح از اندام موردنظر در بدن ارائه می دهد. در نتیجه، این روش نه تنها هزینه های تشخیص و درمان را کاهش می دهد بلکه بیمار را از اعمال جراحی نمونه برداری بی نیاز می کند.

امروزه از فناوری سی سی دی ها در دوربین های دیجیتال برای تشکیل و ثبت تصویر استفاده می شود. به بیان دیگر باید گفت اگر سی سی دی های به کار گرفته شده در تلسکوپ فضایی هابل نبودند، هنوز ما با دوربین های آنالوگ قدیمی باید عکاسی را تجربه می کردیم و گوشی های تلفن همراهمان بدون دوربین می ماند!

منبع:http://www.asriran.com/fa/news/415439




تاریخ: چهار شنبه 14 بهمن 1394برچسب:,
ارسال توسط امید


 

تسمه مالیات‌برارزش‌افزوده بر گرده مردم

غلامرضا کمالی پناه نوشت:
به رستوران رفتم تا برای بچه ها غذا بخرم ، قیمت غذا ها مشخص بود ، وقتی فیش را نگاه کردم دیدم مبلغی اضافه بر قیمت ها از من گرفته اند ، از صندوق دار علت را پرسیدم گفت: مالیات بر ارزش افزوده است. رفتم کفش برای بچه ها بخرم همین اتفاق افتاد و همین پاسخ را شنیدم. پوشاکی ها همین کار را کردند. برای خانم خواستم یک قطعه طلا بخرم همین کار را کردند؛ در املاک مسکن همین اتفاق افتاد. میوه فروشی همین کار را کرد. نانوایی، لبنیاتی، سوپری ، لوازم التحریری و هر جایی و هر کسی که تولید کننده و فروشنده بود ، وقتی کالای خود را به من مصرف کننده فروخت سهم مالیات ارزش افزوده را به مبلغ فروش اضافه کرد و از ما دریافت نمود. از خودم سوال کردم راستی چند سال پیش که برخی اصناف به این نوع مالیات اعتراض کردند و آن بزن و ببند ها در بازار اتفاق افتاد اگر قرار این بود که از مردم دریافت شود چه لزومی داشت که فروشندگان محترم آن همه تاوان بدهند و احیانا مورد ضرب و شتم قرار گیرند؟ اکنون هیچ زیانی به فروشندگان نرسیده است بلکه این مصرف کننده بی پناه است که باید این مبلغ را بپردازد و نمی داند به چه کسی اعتراض کند. اگر قرار بود از نفس کشیدن هم مالیاتی اخذ شود باز مالیات ارزش افزوده از مصرف کننده دریافت میشد.
سوال مطرح این است که وقتی قیمت مصرف کننده برای کالاها مشخص می شود آیا سهم مالیات ارزش افزوده محاسبه نشده است که دوباره فروشندگان کالا و خدمات به این کار اقدام می کنند؟ آیا هدف اولیه دولت از این سهم در عمل همین اتفاقی است که افتاده است یا زورش به فروشندگان و تولید کنندگان نرسیده و در عمل به انحراف کشیده شده و با این کار دارند از گرده مصرف کننده تسمه می کشند و صدای اینها هم به جایی نمی رسد.
در خبر آمده بود که 503 نفر از مودیان مالیاتی مبالغی بیش از 50 میلیون تومان پرداخت کرده اند. واقعا این مبلغ از سهم سود این مودیان پرداخت شده است یا این که این دسته از مردم شریف با لطایف الحیل مالیات را به سود خود اضافه می کنند و از مصرف کننده دریافت می کنند و به دولت می پردازند؟
مردم عادی که سر از این کارها در نمی آورند و دوغ و دوشاب را از هم تشخیص نمی دهند و اگر فروشندگان محترم آنان را اصطلاحا بدوشند تسلیم هستند و چاره‌ای ندارند. باید گوشت و لبنیات و برنج و خوراک و پوشاک و خدمات و... بخرند. این که آیا تمام مالیات را آنان می پردازند یا اینکه فروشنده هم از جیب مایه می‌گذارد در توان و حوصله و تشخیص آنان نیست.
آنچه مهم است این است که مایحتاج خود را باید تهیه کنند به هر قیمتی که باشد. حس می کنند که در این موضوع خاص به آنان ستم می‌شود و لی نمی دانند که چه بکنند و آیا اعتراضشان محلی از اعراب دارد یانه. یا اصلا ارزش این پیگیری را دارد یانه. به هرحال دیواری کوتاه تر از دیوار مصرف کننده نهایی نیست. اکنون هم که در راستای سیاست رهایی اقتصاد از بند ناف نفت و وابستگی به مالیات، دولت فشارهای خود را به اصناف ومودیان بیشتر کرده است و حالا که پول نفت بر سر سفره‌های مردم نیامد دولت تصمیم گرفته پول مالیات را از سفره آنان بردارد و روی سفره خود بگذارد، برخی از منتقدان محترم در مجلس دست به کار شده که وزیر را تحت فشار قرار دهند و با اعطای کارت زرد و سوال و استیضاح اصناف را نجات دهند.
البته اصناف زبان دارند و پول و قدرت چانه زنی و تشکل و خلاصه ابزار فشار دارند ؛اما از نمایندگان محترم می پرسیم مردم عادی که هیچ کدام از این ها را ندارند و بسیاری از اصناف محترم خواه دولت از این فشار ها بکاهد یا نکاهد قیمت های خود را افزوده‌اند ؛ آیا به حال مصرف کننده بی پناه فکری کرده‌اید؟

منبع:http://www.tabnak.ir/fa/news/527817




تاریخ: چهار شنبه 14 بهمن 1394برچسب:,
ارسال توسط امید

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 29 صفحه بعد

آرشیو مطالب
پيوند هاي روزانه
امکانات جانبی

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 47
بازدید دیروز : 108
بازدید هفته : 327
بازدید ماه : 2227
بازدید کل : 159181
تعداد مطالب : 870
تعداد نظرات : 19
تعداد آنلاین : 1

Alternative content






صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 29 صفحه بعد